دیروز داشت از شهر دانشگاهش برمیگشت خونشون داشتیم تلفنی حرف میزدیم گفتم برم شام دوباره زنگ بزنم ،بعد از شام هرچی زنگ زدم جواب نمیداد، یک ساعت و نیم زنگ میزدم پیام میدادم جواب نمیداد چون تو جاده بود خیلی خیلی نگران شدم هی زنگ میزدم بعد اعصابم خورد شده بود،آخرش خودش زنگ زد تا گفت الو سلام، قاطی کرده بودم گفتم سلام و زهرمار کجایی هزار بار زنگ زدم بهت ،گفت زدم بغل خوابم برده بود و فلان بعد من عصبانی بودم گفتم آهان باشه،بعد اون شروع ب داد و بیداد کرد(خیلی شدید)گفت ک حق نداری ب من بگی سلام و زهرمار ،شاید من از بیمارستان دارم زنگ میزنم فلان ،بعدشم ک توضیح دادم میگی اهان باشه،مثل مردا وقتی نگران میشی عصبی میشی 😐و دفعه بعد کاری میکنم ک جفتمون پشیمون شیم و تو هیچی نمیفهمی و فلان ،صداش ب قدری بالا بود ک اصلا نذاشت من حرف بزنم خدافظی کردم الان از دیروز قهریم خدایی بگید حق با کیه
و گمان میکنی پایان است ،سپس خداوند همه چیز را درست میکند🩷
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.