بچه ها بیایید کل ماجرا رو تعریف کنم بعد نظرتون رو بگید
عمه من قبل از ازدواج ما عاشق همسرم میشه اونموقع متاهل بوده به همسرم پیام میده و همسر من قبول نکرده بود
همسر من و شوهر عمم دوستای صمیمی بودن
روز عقد ما عمم تو محضر چشماش پر از اشک بود و من فکر میکردم خوشحاله