ظبط گروه سرودمونو از تو نماز خونه مبکندیم میومدیم کقتی همه سر کلاس بودن ۱۵ نفری تو یالن روسنمیکردیم صدا پخش میشد مدیر میفتاد دنبالمون مام بدو میرفتیم نمازخونه
اشغالارو پست بختری جم میکردیم اتیش میزدیم
شلنگ بخاری رو سوراخ کردیم
پایه میزو شکوندیم اویزون کردیم از پنجره
از دفتر تو قفسه اشیاعی ک معلما از بچه ها گرفته بودن میدزدیدیم میدادیم ب صاحباشون