فک کنم ۵سال شده،چن وقت پیش رد شدنی از خیابون دیدم همو،امشبم پیام داد،ادامه شعری ک بیوی تلگراممه،همین
عکسای پروفشو نگا کردم،گویا خیلی خوشبخته،بچه داره،بچشم نازه،خانومشم نازه و مشخص زن زندکیه،خودشم چشاش میخندید تو عکسا
هیییییچ وقت فکرشم نمیکزدم بعد تاهلش پیام بده بهم،تو نامزدیش پیام داد و گله و دعوا و ...ولی بعد عقد ابدا ارتباطی نداشتیم
حسم عجیبه،شوکم،عصبیم،ی جوریم،چرا پیام داد،عچضی چرا پیام داد،چ مرگشه
هیچ وقت فکرشو نمیکردم ادم این مدلی باشه تو متاهلی پیام بده،
هیچی دیگه ی جا میخواستم از احوالات امشبم بگم ،یکم سبک شم همین،
مغزم ی جوریه،مغزمم متعجبه ک این اصلا منو دوس داشت؟ب جهنم
راستی پیامشو دوطرفه پاکیدم،هیچیم ننوشتم،نمیخوام بشم ی زن اشغال ک فکر مرد متاهلو درگیر میکنه