سلام واقعا درموندم ..
خودم هزارتا مشکلات دارم ک صورتمو با سیلی سرخ نگه میدارم
انقدر سختی کشیدم ک تمام موهام توی ۲۳ سال سن سفید شده . ذره ای درک نداره
هر بار زنگ میزنه زخم زبون میزنه بهم ک تو شوهرت فلان .. پشت سرش بد میگ
خسته شدم
من شهر دورم از خانوادم ۳ ساعت راه دارم
همش میگ تنها بیا
خب نمیتونم تنها برم 😭
حوصله اونجا تنهایی رو ندارم .. بهانه داره ک شوهرم میاد خاهرم راحت نیس زندا اشم راحت نیس
خب میگم منمنمیام ،حرف میزنه بهم
خسته شدم
چند روز پیش تلفن قطع کردم پیامش دادم کدل منو انقدر نشکن ، فرداش خودمزنگزدم که مادره ،احترامشو دوباره بگیرم
باز امروز دوباره همون حرفارو تکرار میکنه ..