پدر مادرش طلاق گرفتن
گلرو از یه پسری خوشش اومد
مامانشم میدونست و مشکلی نداشت
یباره مامانش و داداش کوچیکش خونه نبودن
پسره از گلرو خواست که بره دستشویی خونشون
گلرو هم اجازع داد ومامانش همون لحظه اومد
و کلی عصبی شد
گوشیشو ازش گرف
پسره هم دلباخته گلرو بود
بخاطر گلرو کلی گریه کرد با هزار زحمت موفق شد بیاد خواستگاری
الانم یه دختره کوچولو دارن😊