پارت دوم
- برعکس نامزد جان سوگل نامزد تو خیلی خوشکله هلو بپر تو گلو
لبخندی زدم گفتم : قابل نداره
ندا سری تکون داد گفت : تو دیگه کی هستی هر کی جای تو بود تا حاال توی هزار تا لونه موش قایمش کرده بود
- شوهری که با ترس و لرز داشته باشیش بدرد نمی خوره ... مردی اگه عاشقت باشه جز تو چشمش کسی رو نمی بینه
همین رئیس خودمون به نظر منو تو بد اخلاقه ولی الو ترکوندناشو با سوگل دیدم
ندا با ذوق گفت : جوون من
- قیافش و! جمع کن بابا مرگ تو راس میگم ...
- درد مرگ عمه ات بچه پررو
- ببخشید که عمه ندارم
ندا تا خواست چیزی بگه که صدای محکم و جدی پارسا از پشت سرش بلند شد ...
- خانوما جلسه تون تموم نشد ؟
فوری از جام بلند شدم سلام زیرلبی گفتم
اما مثل همیشه سالمم بی جواب موند
زیر چشمی نگاهی به پارسا نامزد خواهر دوقلوم انداختم ...
یه مرد قدبلند چهارشونه قیافه ی اونطور اسطوره ی نداشت اما از تک تک حرکاتش معلوم می شد که یه مرد پر جذبه هست ... همین برخورداش
ازش یه مرد جذاب برای دخترا ساخته بود و اون صدایی که موقعی که صحبت میکرد بم و خشدار که حاصل از کشیدن سیگار بود و اون بوی
گس رودیگز ... همه ی اینا دست به دست هم داده بود ...و این مرد و جذاب و قابل احترام کنه ... که منم جزوه کسایی بودم که ناخداگاه ازش
حساب می بردم و احترام میذاشتم بهش ...