دیروز خانواده شوهرم را دعوت کردیم که بریم بیرون .شوهرم به مادرش و خواهر کوچکش زنگ زد گفتن میان ولی خواهر بزرگش گفتن نمیان .خواهر وسطی هم گفت شاید بیاییم.بعد من برای دوتا خواهر شوهرت و مادر شوهرمینا غذا درست کردم رفتیم بیرون به دفعه دیدم که خواهر شوهر بزرگه که گفته بود نمییایبم اومدن که ۵ نفر هستن .
خلاصه غذام کم اومد خیلی خجالت کشیدم .هم خجالت کشیدم هم از دستشون عصبیم