من یه شهر دیگه زنذگی میکنم
وقتی منو و شوهرمو دید دست داد گف من دست میدم
اخه هفته یه ماه پیش سرما خورده بود ی هفته حالش بد بود
الان بخاطر اینکه دوباره مریض شه نه بغلم کرد نه هیچی
بغلم که میتونست بکنه
تف تو این زندگی که بابام بغلم نکنه از ترس مریضی
اونم جلو شوهرم