سلام خدا خواسته که من با جلوگیری و حساسیتی که داشتم باردار بشم درست در زمانی که تازه تو یه شغل استخدام شدم چقدر شوکه شدم چقدر مات موندم چقدر نگرانم همه اینا به کنار برخورد اطرافیانم .خانواده خودم گفتن شده خدا روشکر کن بخاطر این وروجک اصلا تو قبول شدی .مادرشوهر هی میپرسه خوبه همه چیز خونریزی نداری درد نداری انگار منتظره که سقط بشه.جاریم که نگم چقدر مسخرم کرد، میگفت ای وای ما شما رو دیدیم حواسمون رو بیشتر جمع کردیم ای وای دیگه کلفت بار شدین ای وای میخای چیکار کنی .من بدبخت با حال بد خودم تهوع بی حالی عصبی ووووو بقیه بهم میگن تو که همیشه بارداری حالا بچه دوم الان ۸ سالشه واقعا روحیه م داغونه .خیلی خیلی هم بی حالم تازه الان تو ماه سوممم با شغلم و بارداری و بعد ش چه قراره بکشم تو روخدا دلداریم بدین
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
خدا می گوید نگو بدون آن نمی توانم زندگی کنم ، تو را بدون آن هم زنده نگه می دارم وفصل عوض می شود ، سایه درختانی که سایه می افکنند خشک می شود ، صبر لبریز می شود، یار را که جان و دلت بود غریبه می شود و ذهنت متعجب می شود ، دشمن برمی خیزد و تبدیل به بهترین دوستت می شود ، دنیای غریبی است هر چیزی را که می گویی نمی شود اتفاق می افتد ،می گویی نمی اُفتم ، می افتی ، سقوط می کنی ، عجیب ترینش هم این است می گویی مردم اما زنده می مانی...:)