همه ی شوهر های بقیه رو میبینم حرف با شوهرشه اون چیکار کنه چی بگه زنه انجام میده
ولی همیشه با حرف من رفته جلو من هر چی گفتو انجام داده همیشه بهم میگ مشورت میکنه اجازه میگیره همیشه گفته رئیس تویی تو هر چی بگی اونه
همیشه واسه خاسته هام تلاش میکنه همیشه به هدفمون تلاش میکنه
ولی من خیلی اذیتش میکنم خیلی
ی نفر میاد ی چی میگ میرم میپرم روش دعوا میکنم چرا فلانی لینجوری گف یکی نیس بهم بگ اخه به اون چه اون گفته تو کوچیک ترین چیزا بهش میرینم
دیشب دقیقن همین موقع هاا ماشین بودیم
اخه ما قراره ی کاری کنیم بماند هدفمونه ۲ ماه بیشتر گف
وااای ی جوری باهاش دعوا کردم نگو
وقتی رسیدیم خونه تو ماشین بغلم کرد بوسم کرد
رفتیم خونه جامو انداخت جای دخترمومو گذاشت سره حاش پتو انداخت شیر درس کرد داد یدونه دیگ رف شیر درس کرد منو بغل گرفت اورد جام اب اورد گفتم گشنمه سریعی رف اورد خوردیم میگفتم برم ابمیوه بیارم گف دراز بکش خودم میارم
بعدش برگشت گف غلط کردم ناراحتت کردم گوه خوردم هعی بغل هعی بوشم هعی نازم میکرد قربون صدقم میرف
برگشت گف تو همون موقع ک گفتی من انجامش میدم بهترین خونه رو برات میسازمه ی نظری دادم همین
میگف میبخشی منو غلط کردم
منم دیگ اوکی شدم دیگ خوب شدیم
نمیگم مقصر خودمم ن اونم هس ولی من خیلی اذیتش میکنم خیلی
شوهر های بقیه رو میبینم حرف شوهره فقط کی برن کجا برن چیکار کن اصلا زناشون حق حرف زدنو ندارن
ولی این اصلا لینطور نیس اصلا
من میگم چیکار کنیم
امروزم رفته سرکاره ی شهره دیگ کار میکنه یادم میوفته دلم میگیره خیلی بده رفتارم اذیتش میکنم
و مهم تر از همشون دلم براش تنگ شده🥺🫂💋