شبا پیشم نمیخوابه جاشو پهن میکرد تو پذیرایی اونجا میخوابید بعد من در اتاقو باز میزاشتم دگ تو پذیرایی هم نخوابید الان دگ میره تو اشپزخونه جاشو پهن میکنه
رابطه جنسی باهام نداره، باهام حرف خاصی نمیزنه مگر اینکه کار خاصی داشته باشیم و دائم میخواد باهام دعوا کنه
اصلا بهم اجازه دخالت تو کاراشو نمیده، اگه مهمونی یا عروسی بریم بخوایم عکس دسته جمعی بگیریم پیش من واینمیسته یا اگه پیش من وایسته نه دستمو میگیره نه چیزی
یکی دگ رو دوس داره من تو گوشیش دیدم ولی به روش نزدم امروز صبح هم رفت پیش اون میدونم
شبا هم تا نصفه شب بیدار میمونه با اون حرف میزنه
اینم بگم باعث این ازدواج خودم بودم😞 فکر میکردم بعد ازدواج میتونم دلشو بدست بیارم ولی هرروز بدتر شد
داشت با خواهرش حرف میزد میگفت اخرش یا باید اینو طلاق بدم با اونی که دوسش دارم ازدواج کنم یا خودمو میکشم
همسرم بچه نیست ک حرف خودکشی بزنه ۳۶سالشه یه بچه ساله ۶هم ازش دارم موندم چیکار کنم ای خدا🤦