و بلهههه من دوباره داستان ترسناک خوندمممم
بچها انقدر شب ترسناک بود من میخواستم گریه کنم...
اما یهو چشامو بستم و انگار بیهوش شدم، کامل خوابیدم
که البته الان اینجام
بخدا دیوونه شده بودم فکر میکردم خواهرم رباته، یه ربات تسخیر شده نیمه انسان تو اتاق قایم شده...😂😂😂😂