منم دارم برای عقدم اماده میشم خیلی شیرینه چون امروز کلاس پیش از ازدواج رفتیم با نامزدم بابام بم گف ج ن د و خراب تازشمممم پکنیک رو سمت سرم پرت کرد که متاسفانه موفق به قتلم نشد دوران قبل عقدم هست اما وقتی میخوایم خرید کنیم نمیزاره تنها بریم حتی برای ازمایش خون مامانم زو فزستاد باهام دارم برای عقدم اماده میشم اگر روزی یک بار فحش از بابام نخورم و دعوام نکنه قطعا یک روز درمیون این اتفاق میفته قرار بود یک سال عقد بمونم اما بابام گف نمبزارم عقد بمونی اب خوش از گلوت پاییین بره خطبه رو که خندن گورتو گم میکنی میری قراره به نامزدم بریم یه خونه داغون کرایه کنیم و یه یخچال و گاز بخریم و زندگی کنیم خیلییییی شیرینینههه .
شماهم تعریف کنید