ای باد صبا
ای باد صبا
خبری از آن گور آشنا نیاوردی
خبری از آن مکان بی صفا نیاوردی
زیبای خفته من ،درخاک آرام خوابیده ست
نکند به خود زشتی وحشره های فسرده را مالیده ست
هنوز هم زیباروهست
یا ک پیر وفرسوده و چرکین گشته است
باشد ک باشد
من قربان دستهای پیر وفرسوده اومیشوم
دور آن چشم بسته سیاهش میگردم
دلبسته لبان بی رنگ وبی روحش هستم
بدن سرد ویخ زده اش راسفت به خود میفشارم
ودرگوشش نجوا میکنم
جان من ،نیلوفر من
من (کسره داره بصورت منه)دلسوخته ی دلباخته بجای توام یخ میزنم
گرمای وجودم از آن تو باشد
من دلسوخته دلیاخته بجای توام به خواب میروم
مرگت از آن من باشد
خفته من بیدارشو
دیگر از من دور مشو