خب من از ی خانواده ب شدت مذهبی و خانواده سختگیری بودم خودمم از اونایی ک تو خیابون راه میرن ستونا میلرزه
تو چنتا هیئت همزمان فعالیت داشتم
گلزار شهدا زیاد میرفتم خلاصه زیاد مذهبی بودم و دوست داشتم
هیئت ک میرفتم یکیشون مختلط بود ینی جلسه های هماهنگی ک میزاشتن مختلط بود دختر مسر خادماشون باهم گپ و گفت میکردن