و اما بعد ازدواج ینی 6ماه تقریبا بعد عقد من فقط از روی وابستگی میتونم بگم ایشونو دوس داشتم و مطمئنم هیچ وقت عاشقش نشدم
بعد خصوصیات ایشون بعد یک سال
به شدت مهربونن خسیس نیستن هیچ وقت صداشونو روم بلند نکردن پرستار هستن دارن خونه میسازن تو شهرستان ی ماشیندارن که خوبه به شدت احساساتی و عاشق پیشه حامی حمایتگر سربه زیر و چشم پاک با درس خوندنم مشکلی نداره اتفاقا پر و بال میده بهم تو هیچ چیزی محدودم نکرده فقط چادر که مطمئنم بشینم با ارامش حرف بزنم باهاش ساید نظرش عوض بشه خیلی درک میکنه و خیلی حواسش بهم هست مثه مادر ،،،ولی من نمیتونم با اندامشون کنار بیام حالم ی جوری میشه چیکار کنم خانوما چیکار کنم دوسش داشته باشم خسته شدم از بس مقایسش کردم نمیدونم دوسش دارم یا نه نمیدونم چمه خیلی عوض شدم خیلی دارم نقش بازی میکنم عذاب وجدان میگیرم از اینکه ادم خیلی خوبیه و من فقط تو ظاهرش موندم خب تو ازدواج هم مهمه از ی لباسش بدم میاد همیشه اونو میپوشه بهش چن بار با ارامش گفتم اون یکی بیشتر بهت میاد و فلان متاسفانه قبول نمیکنه میگه منم باید خوشم بیاد چی میپوشم یا نه 🥺و مطمئنم اینا ی بهانس اگه عاشقش بودم و واقعا دوسش داشتم برام مهم نمیشد خیلی خستم عذاب وجدان ی روز منو میکشه