شوهرم با الفاظ خفه شو، ازت بدم میاد، نمیخوامت، آویزون من هستی برو تقاضا طلاق بکن طلاقت بدم، و اینکه با هم رابطه ای نداریم و مدام به حالت تحقیر وقتی میرم اتاقم لباسی بردارم جوری رفتار میکنه و داد میزنه و با حالت تحقیر میگه از جلو چشمام گمشو برو بیرون. قلبم میشکنه اصلا به چیزی فکر نمیکنم فقط وسیله خودم میخوام اما....
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
من تاپیک قبلیتونو دیدمواقعا ب چ امید و انگیزه ای تو این زندگی موندی؟؟باورم نمیشد هنوزم باهاش زیر ی س ...
وقتی خانواده من فقیرن و نه تنها حمایتم نمیکنن از من انتظار پول دارن، پشتوانه ندارم، شغل دولتی ندارم کار پیدا نمیشه اگر هم پیدا بشه با ماهی نهایت ۴ تا ۵ تومن اصلا بگو ۱۰ تومن حقوق، پس اندازی از خونه شوهر ندارم چون پولی نمیداد، با دو تا بچه چه کاری میتونم بکنم، یعنی شما میفهمی که این ارزش قائل نشدن برای خود هست من نمیفهمم؟ از زندگی و همه چیز و همه کس متنفرم، فقط نسخه بیجا پیچیدن طلاق بگیر مهریه بردار برو حال کن، چطوری؟ کدوم قانون پشت من زن بد بخت هست؟ وقتی مهریه سالی یک سکه میبندن من چکار میتونم بکنم؟ بچه هام چی میشن؟ فکر کن طلاق گرفتن من یعنی یک زن با دو تا بچه بدون هیچ پولی داخل خیابون ول شدن. شک نکن من بیشتر از این ها بد بخت و بی خانواده ام