2789

من ده ساله ازدواج کردم تو این ده سال هیچ دونفره ای باشوهرم نداشتم همیشه مادر پدرش همراهمون بودن حتی تو مراسمات پاگشا .یه زمانی اصلا برام اهمیت نداشت چندسال پیش پدرشوهرم فوت شد بعد از اون مادرشوهرم خیلی جاها تنها میرفت اما هرجاهم ما میرفتیم همراه ما بود .این زن نمیزاره شوهرم کوچکترین توجهی به من داشته باشه

از خدا میخام به همه کسایی که امضامو میبینن سلامتی بده .منو بچه هام رو هم عاقبت بخیر کنه.دعا کنید انشاا... سال۱۴۰۱ استخدام شم .حال دلم رو به بودن دیگران گره نمیزنم .من با هیچ کس بحث نمیکنم چون آرامش خودم برام ارزشمندتره .تو زندگیمتجربیات تلخ زیاد داشتم اما هیچ تلخی ماندگار  نیست.معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش .اونی که بیشتر بدمو میگه از همه بیشتر قبول داره که من ازش موفق ترم.دعاتون برآورده شد سال ۱۴۰۲ استخدام شدم .انشاا... روزی بیام و بگم که منم خونه بزرگ خریدم دخترم دیگه حسرت اتاق بچه های دیگه رو نداره

اینکه خانما میگن جلو نشستن مادرشوهر هیچ عیبی نداره بله عیب نداره اما تا وقتی که مادرش زیز زیرکی و یواشکی در گوش پسرش حرف نزنه و منی که پشت نشستم رو آدم حساب کنه

از خدا میخام به همه کسایی که امضامو میبینن سلامتی بده .منو بچه هام رو هم عاقبت بخیر کنه.دعا کنید انشاا... سال۱۴۰۱ استخدام شم .حال دلم رو به بودن دیگران گره نمیزنم .من با هیچ کس بحث نمیکنم چون آرامش خودم برام ارزشمندتره .تو زندگیمتجربیات تلخ زیاد داشتم اما هیچ تلخی ماندگار  نیست.معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش .اونی که بیشتر بدمو میگه از همه بیشتر قبول داره که من ازش موفق ترم.دعاتون برآورده شد سال ۱۴۰۲ استخدام شدم .انشاا... روزی بیام و بگم که منم خونه بزرگ خریدم دخترم دیگه حسرت اتاق بچه های دیگه رو نداره

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

الان چندشبه جای خوابم هم جدا کردم دیگه بعد از اون سفر کذایی از شوهرمم متنفرم فقط به خاطر بچه ها همخونه اشم

از خدا میخام به همه کسایی که امضامو میبینن سلامتی بده .منو بچه هام رو هم عاقبت بخیر کنه.دعا کنید انشاا... سال۱۴۰۱ استخدام شم .حال دلم رو به بودن دیگران گره نمیزنم .من با هیچ کس بحث نمیکنم چون آرامش خودم برام ارزشمندتره .تو زندگیمتجربیات تلخ زیاد داشتم اما هیچ تلخی ماندگار  نیست.معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش .اونی که بیشتر بدمو میگه از همه بیشتر قبول داره که من ازش موفق ترم.دعاتون برآورده شد سال ۱۴۰۲ استخدام شدم .انشاا... روزی بیام و بگم که منم خونه بزرگ خریدم دخترم دیگه حسرت اتاق بچه های دیگه رو نداره

خدا بهت صبر بده از اپل نباید کوتاه نیومدی حالا هم که بچه داری نمیشه تنش ایجاد کرد من جای تو بودم با شوهرم هیچ جا نمی‌رفتم می گفتم با ننت برو 

قدر زندگیمو بیشتر می‌دونم خدایا شکرت برای وجود پسرم ❤️
اینا همه دست مرد خونه اس که چطوری مدیریت کنه ما هم سفر دسته جمعی میریم هم سفر خانوادگی.خیلی هم خوش م ...

بله مرد خونه مهمه .این که مادرشوهرت بخاطر خرید یه رژ لب عروش برق چشماش بره دیگه خیلیه فک کن من رژ میزدم این قهر میکرد باهام میگفت چیه برا من نخریدی

از خدا میخام به همه کسایی که امضامو میبینن سلامتی بده .منو بچه هام رو هم عاقبت بخیر کنه.دعا کنید انشاا... سال۱۴۰۱ استخدام شم .حال دلم رو به بودن دیگران گره نمیزنم .من با هیچ کس بحث نمیکنم چون آرامش خودم برام ارزشمندتره .تو زندگیمتجربیات تلخ زیاد داشتم اما هیچ تلخی ماندگار  نیست.معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش .اونی که بیشتر بدمو میگه از همه بیشتر قبول داره که من ازش موفق ترم.دعاتون برآورده شد سال ۱۴۰۲ استخدام شدم .انشاا... روزی بیام و بگم که منم خونه بزرگ خریدم دخترم دیگه حسرت اتاق بچه های دیگه رو نداره

شما از همون اول نباید اجازه میدادی کار به اینجا بکشه ، من اوایل ازدواجم یبار میخواستیم بریم سفر که مادرشوهرمم باهامون اومد همونجا دیگه از هر چی سفر با مادرشوعره بیزار شدم بعدش قاطع به شوهرم گفتم یا سفر دو نفری میریم یا اگه قراره با بقیه بریم خونوادکی نیریم ! سفر سه نفره با مادرشوعر به هیچ تنوان نمیتونم قبول کنم ! اولش یکم درکیری لفظی داشتیم اما بعد شوهرم فهمید حرفم درسته

وقتی مادرشوهرت یه زن کامل باشه مسافرت باهاش خوبه حتی اگه اون جلو بشینه چون تلاشی نمیکنه که مثل هوو با شه برات.من گاهی میگم کاش جای مادرش یه هوو داشتم تحمل هوو راحتتره حداقل میدونم مشکلش با من چیه

از خدا میخام به همه کسایی که امضامو میبینن سلامتی بده .منو بچه هام رو هم عاقبت بخیر کنه.دعا کنید انشاا... سال۱۴۰۱ استخدام شم .حال دلم رو به بودن دیگران گره نمیزنم .من با هیچ کس بحث نمیکنم چون آرامش خودم برام ارزشمندتره .تو زندگیمتجربیات تلخ زیاد داشتم اما هیچ تلخی ماندگار  نیست.معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش .اونی که بیشتر بدمو میگه از همه بیشتر قبول داره که من ازش موفق ترم.دعاتون برآورده شد سال ۱۴۰۲ استخدام شدم .انشاا... روزی بیام و بگم که منم خونه بزرگ خریدم دخترم دیگه حسرت اتاق بچه های دیگه رو نداره

بله مرد خونه مهمه .این که مادرشوهرت بخاطر خرید یه رژ لب عروش برق چشماش بره دیگه خیلیه فک کن من رژ می ...

بخاطر بچه ها باهاش رفتم .فک کن مادرش کلی حرف به من زد بعد اون قهر کرد شام نخورد اینم غذا میزاشت دهنش نازشو میکشید تو پارک بودیم شلوغ پرخانواده دوست داشتم محتویات سفره رو خالی کنم رو سر جفتشون بخاطر بچه هام فقط سکوت کردم

از خدا میخام به همه کسایی که امضامو میبینن سلامتی بده .منو بچه هام رو هم عاقبت بخیر کنه.دعا کنید انشاا... سال۱۴۰۱ استخدام شم .حال دلم رو به بودن دیگران گره نمیزنم .من با هیچ کس بحث نمیکنم چون آرامش خودم برام ارزشمندتره .تو زندگیمتجربیات تلخ زیاد داشتم اما هیچ تلخی ماندگار  نیست.معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش .اونی که بیشتر بدمو میگه از همه بیشتر قبول داره که من ازش موفق ترم.دعاتون برآورده شد سال ۱۴۰۲ استخدام شدم .انشاا... روزی بیام و بگم که منم خونه بزرگ خریدم دخترم دیگه حسرت اتاق بچه های دیگه رو نداره

کی گفته عیب نداره من از روز‌اولی که دیدم مادرشوهرم‌رفت جلو‌نشست دیگه نذاشتم اینکارو بکنه درواقع شاید این کارش بی اهمیت بوده باشه ولی میتونست ادامه دار باشه و بسطش بده به موارد بزرگتر برا همین جلوش گرفتم. مادر شوهر‌من اوایل جوری رفتار‌میکرد. انگار زن شوهرم‌اونه هروقت همو میدیدن لبای شوهرمو میبوسید من واقعا چندشم‌میشد 

شمام با شوهرت حرف بزن بگو به زمانای دونفره نیاز داری و یه وقتایی دوتایی برید سفر و وقت بگذرونید 

یه خواهر بزرگ‌تر که برای خواهراش قوی و حامیه یه زن مستقل که پشت شوهرش بهش گرمه یه دختر عاقل که هرجا بتونه به پدر مادرش هر کمکی باشه میکنه و اونا بهش افتخار میکنن یه مادر که پسر کوچولوش دوسش داره و یه آدم که از درون احساس پوچی ‌و تنهایی میکنه احساس ناکافی بودن تا حد خفگی آزارش میده و مدام داره از خودش میپرسه با زندگیم چیکار کردم ؟ و هرچی بیشتر میپرسه بیشتر غرق این سوال میشه!
شما از همون اول نباید اجازه میدادی کار به اینجا بکشه ، من اوایل ازدواجم یبار میخواستیم بریم سفر که م ...

سفر ما دسته جمعی بود برادر خواهراشوهرمم بودن این فقط چسبیده به من نه تو ماشین دخترش نه پسرش نمیره چون شوهرمن زیاد بهش توجه میکنه شوهر من پسر بزرگشه و از کودکی همیشه وسط دعوا پدر مادرش بوده .مادرش حس عذاب وجدان رو نسبت به خودش درونش ایجاد کرده این حس وقتی مادرش اخم میکنه تو شو۶رم بیدار میشه و این فک میکنه در هر شرایطی باید راضی نگهش داره




از خدا میخام به همه کسایی که امضامو میبینن سلامتی بده .منو بچه هام رو هم عاقبت بخیر کنه.دعا کنید انشاا... سال۱۴۰۱ استخدام شم .حال دلم رو به بودن دیگران گره نمیزنم .من با هیچ کس بحث نمیکنم چون آرامش خودم برام ارزشمندتره .تو زندگیمتجربیات تلخ زیاد داشتم اما هیچ تلخی ماندگار  نیست.معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش .اونی که بیشتر بدمو میگه از همه بیشتر قبول داره که من ازش موفق ترم.دعاتون برآورده شد سال ۱۴۰۲ استخدام شدم .انشاا... روزی بیام و بگم که منم خونه بزرگ خریدم دخترم دیگه حسرت اتاق بچه های دیگه رو نداره

کی گفته عیب نداره من از روز‌اولی که دیدم مادرشوهرم‌رفت جلو‌نشست دیگه نذاشتم اینکارو بکنه درواقع شاید ...

الان دیگه بچه هام بزرگن تو این سالا خیلی جنگیدم نشد که شوهرمو مستقل کنم خونمو جدا کردم .هفته ای چندشب پدر مادرشو می اورد خونم بخوابن شدم کلفت پدر مادرش .حس ترحم داره نسبت بهشون پدر و مادرش وابسته بارش آوردن.من دیگه خیلی وقته از شوهرمم قطع امید کردم

از خدا میخام به همه کسایی که امضامو میبینن سلامتی بده .منو بچه هام رو هم عاقبت بخیر کنه.دعا کنید انشاا... سال۱۴۰۱ استخدام شم .حال دلم رو به بودن دیگران گره نمیزنم .من با هیچ کس بحث نمیکنم چون آرامش خودم برام ارزشمندتره .تو زندگیمتجربیات تلخ زیاد داشتم اما هیچ تلخی ماندگار  نیست.معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش .اونی که بیشتر بدمو میگه از همه بیشتر قبول داره که من ازش موفق ترم.دعاتون برآورده شد سال ۱۴۰۲ استخدام شدم .انشاا... روزی بیام و بگم که منم خونه بزرگ خریدم دخترم دیگه حسرت اتاق بچه های دیگه رو نداره

الان دیگه بچه هام بزرگن تو این سالا خیلی جنگیدم نشد که شوهرمو مستقل کنم خونمو جدا کردم .هفته ای چندش ...

خب حالا که قطع امید کردی هرازگاهی با بچه هات بدون شوهرت برید مسافرت لااقل دو‌روز مادرشوهرت نبینی دلت واشه 

یه خواهر بزرگ‌تر که برای خواهراش قوی و حامیه یه زن مستقل که پشت شوهرش بهش گرمه یه دختر عاقل که هرجا بتونه به پدر مادرش هر کمکی باشه میکنه و اونا بهش افتخار میکنن یه مادر که پسر کوچولوش دوسش داره و یه آدم که از درون احساس پوچی ‌و تنهایی میکنه احساس ناکافی بودن تا حد خفگی آزارش میده و مدام داره از خودش میپرسه با زندگیم چیکار کردم ؟ و هرچی بیشتر میپرسه بیشتر غرق این سوال میشه!

تو این سالا تلاش کردم سر کار رفتم .دارم پس انداز میکنم که روزی بچه هامو ببرم و برم جدا زندگی کنم .شوهرم هیچ وقت نمیتونه مستقل زندگی کنه ولی من میخوام بچه هامو مستقل بار بیارم بهشون بال و پر پرواز بدم نه مثل پدرشون

از خدا میخام به همه کسایی که امضامو میبینن سلامتی بده .منو بچه هام رو هم عاقبت بخیر کنه.دعا کنید انشاا... سال۱۴۰۱ استخدام شم .حال دلم رو به بودن دیگران گره نمیزنم .من با هیچ کس بحث نمیکنم چون آرامش خودم برام ارزشمندتره .تو زندگیمتجربیات تلخ زیاد داشتم اما هیچ تلخی ماندگار  نیست.معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش .اونی که بیشتر بدمو میگه از همه بیشتر قبول داره که من ازش موفق ترم.دعاتون برآورده شد سال ۱۴۰۲ استخدام شدم .انشاا... روزی بیام و بگم که منم خونه بزرگ خریدم دخترم دیگه حسرت اتاق بچه های دیگه رو نداره

خب حالا که قطع امید کردی هرازگاهی با بچه هات بدون شوهرت برید مسافرت لااقل دو‌روز مادرشوهرت نبینی دلت ...

گاهی با مادرم و برادرای خودم میرم و خوش هم میگذره بهمون

از خدا میخام به همه کسایی که امضامو میبینن سلامتی بده .منو بچه هام رو هم عاقبت بخیر کنه.دعا کنید انشاا... سال۱۴۰۱ استخدام شم .حال دلم رو به بودن دیگران گره نمیزنم .من با هیچ کس بحث نمیکنم چون آرامش خودم برام ارزشمندتره .تو زندگیمتجربیات تلخ زیاد داشتم اما هیچ تلخی ماندگار  نیست.معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش .اونی که بیشتر بدمو میگه از همه بیشتر قبول داره که من ازش موفق ترم.دعاتون برآورده شد سال ۱۴۰۲ استخدام شدم .انشاا... روزی بیام و بگم که منم خونه بزرگ خریدم دخترم دیگه حسرت اتاق بچه های دیگه رو نداره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز