و اون یه سری کارا ازم خواست و یه دعا گفت میگم خودت بنویس پایینشم چند تا شکل برات بنویسم یه چیزاییم بهم گفت ک خب یه چیزاییش درست بود از حق نگذریم ولی الان میگم ممکنه یا از خودش گفته باشه یا براساس تاپیکا منم ساده گفت برا خانوادتون طلسم سنگین ی..هودی گرفتن باطلش کن اینا یه سری کار ازم خواسته بود انجام دادم اون دعاهه رو هم ببند به بازوت حال از اون روز حالم خیلی بده بدتر از قبل
..خوابای پریشون میبینم و بد میبینم...فک میکنید بخاطر همون دعاهه هست به نظرتون برم اون دعاهه رو بندازم تو اب رودخانه ای نیس اطرافم چطور باطلش کنم غلط کردم دیگه سمتش نمیرم لطفا سرزنشم نکنید خواهرانه کمکم کنید من سادگی کردم چون ترسیدم چون هیچ ادم خوبی نمیومد و به کل قطع شد خواستگارا