من یه دوست صمیمی دارم که 12 ساله باهم دوستیم
تو این دوازده سال مدرسه هامون و دانشگاهامون جدا بود حتی دوست دیگه ای پیدا نکردیم و نتونستیم باهاش صمیمی بشیم
و اینطورشد که ما وابسته هم شدیم
عید امسال ازدواج کرد و باهمسر رفتن خارج از کشور بماند که خیلی اذیت شدیم اول شهریور اومد ولی الان مشکلم اینه که امشب دوباره دارن برمیگردن و من امشب خیلی دلم گرفته سر دلم سنگینه هرجور خودم سرگرم میکنم فایده نداره حرف بزنیم که یادم بره
تا عید هم نمیااااااننننن دیگه