فک کنید بعد اون همه ابراز علاقه پیام یه دختر ببینی که میخواست ساعت قرار فردا شب رو بدونه
همینکه تقریبا نزدیک خونه بودیم گوشیش رو بهش دادم و شروع کردم گریه و نشون دادن پیام اونم هی گریه میکرد میگف دوس دختر قبلیمه آویزون شده یه بار دیگه بیا بیینمت ولی من خیلی حالم بد بود
یه تیکه وایستاد تا بره آب بگیره
منم فرار کردم گوشیم رو خاموش کردم و از کوچه پس کوچه ها رفتمخونمون