2777
2789
عنوان

عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد(تكرار)

2409 بازدید | 14 پست

سلام دوستاي گلم من ديشب قصه زندگيم نوشتم و  از ني ني يار خواستم كه تعطيلش كنه بعضي از دوستاي گلم به من لطف دارن و نتونستن بخونن به احترام  اون عزيزان  و به پيشنهاد يكي از بچه هاي گل ني ني سايت مجددا تاپيك و تكرار ميكنم ولي خصوصي بازم بخاطر دعاهاي قشنگتون و انرژي هاي مثبتي كه برام فرستادين سپاسگذارم🙏در پناه خالق نيلوفري ها مهربان و شكيبا بمانيد🙏❤️🌹

عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با ببخشید گفتنی تمام میشود😔


سال ٨٦ بود كه پزشكي قبول شدم و دقيقا ٤ مهر ٨٦ پامو تو دانشكده پزشكي گذاشتم همون ترم اول چون سر امتحان بافت شناسي پدرم عمل قلب داشت مجبور شدم اين درس و حذف كنم و چون اين درس پيش نياز درساي ترم بعدم بود يا بايد از قانون هم نياز استفاده ميكردم يا كلا ترم بعد نميتونستم درساي تخصصي زيادي انتخاب كنم و به طبع به آزمون جامع علوم پايه كه ترم ٥ برگزار ميشد نميرسيدم و ٦ ماه از تحصيل عقب ميموندم با مسئول آموزش صحبت كردم و هرچي دليل و برهان و حتي پرونده پزشكي پدرم و بردم ولي قبول نكرد و گفت براي پزشكي قانون هم نياز وجود نداره😳خلاصه يكي از سال بالايي هامون آقاي دكتر ن رو بهم معرفي كرد كه يه پستي تو دانشكده داشت و استاد درس نورولوژي بودگفت برو با اون صحبت كن احتمالا مشكلت حل ميشه.

عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با ببخشید گفتنی تمام میشود😔

- [x] خلاصه منم از اين جا مونده و از اونجا رونده با نا اميدي تموم از منشي دفتر دكتر وقت گرفتم و قرار شد شنبه هفته بعد ساعت ١١ صبح تو دفترش باشم.روز موعود رسيد و من با حالت زار و داغون رفتم دفتر دكتر وقتي وارد دفترش شدم يه آقايي حدود٣٥ ساله اي كه جلوي موهاش ريخته و با موهاي تقريبا جو گندمي و قد بلند و چهار شونه و ديدم پشت ميزش نشسته بود و با لپ تاپش كار ميكرد سلام گفتم و سرش و بلند كرد يه نيم نگاهي بهم انداخت و زير لب يه سلام كوتاه گفت منم با تمام توانم شروع به گريه و زاري كردم😬و تمام جريان و تعريف كردم


عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با ببخشید گفتنی تمام میشود😔

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

اونم نه اهني نه اوهوني كلا هيچي هيچي😑🙄فقط به حرفام گوش داد و يه برگه در آورد و يه چيزايي نوشت و مهر كرد و داد دست من كه بدم به مسئول آموزش ولي نفهميد كه با اين دل بي صاحاب من چي كار كرد😢من تو خونواده بسته اي بزرگ نشده بودم كه با اولين نگاه دلم بلرزه ولي نميدونم اين بي دين لامذهب چي بود كه اينجوري منو اسير كرد🤔با اينكه نه چهره خاصي داشت نه از نظر سني مناسب من بودنه حتي ميدونستم كه مجرده يا نه؟!

عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با ببخشید گفتنی تمام میشود😔

خلاصه با نامه ايشون كار درسم درست شد و حال  دلم خراب😪از اون روز من بي جنبه رفتم تو فكر دكتر حتي گاهي از خودم خجالت ميكشيدم و جرأت اينكه فكركنم عاشق شدم و نداشتم ولي كارم شده بود سرچ كردن تو سايت هيئت علمي دانشگاه و سايت شخصي دكتر و سايت نظام پزشكي واسه اينكه بفهمم مجرده يا نه؟قسمت خنده دار ماجرا اينجا بود كه موقع سرچ كردن يا وقتي يه مطلبي راجع بهش تو نت ميديدم دستام ميلرزيد كه نكنه يهو عكسي چيزي راجع به همسرش پيدا كنم🙈واقعا واسه خودمم خنده دار بود كه يه آدم با يه بار ديدن و با اين اختلاف سني چطور تونسته منو اينجوري جذب كنه تا اينكه بالاخره تلاشم نتيجه داد و از يه منبع موثق فهميدم كه مجرده😈👻

عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با ببخشید گفتنی تمام میشود😔

حالا مشكل اينجا بود كه تو پزشكي از سال تقريبا ٤ با شروع دوره استيجري نورولوژي شروع ميشه و من حالا حالا ها با اين شازده پير درس نداشتم پس كارم خيلي سخت شده بود چون اونم همش بيمارستان بود و تو دانشكده اصلا نميديدمش😢دوستم ميگفت ١٢ سال درس خوندي تازه از خونه اومدي بيرون اينو ديدي جو گير شدي و بين همه پيامبرا جرجيس و انتخاب كردي😁منم ميگفتم بابا جون دل ديگه دست خودم نيست اگه جو گير شدم چرا اين همه پسر خوشگل تو كلاسمونو نميبينم فقط چشام اونو گرفته😔

عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با ببخشید گفتنی تمام میشود😔

خلاصه گذشت و ٢٠ اسفند با گردن درد از خواب بيدار شدم فكر كردم كه يه گرفتگي ساده ست و خودم و بستم به مسكن ولي هرچي كه ميگذشت بدتر ميشد شب خوابيدم وصبحش احساس كردم نوك انگشتام يه گز گز و مور مور داره و داره بدتر ميشه ديگه عصر رفتم پيش يه متخصص ارتوپد كه از دوستان پدرم بود اونم عكس و MRI  گردن نوشت و تشخيص راديكولوپاتي يا همون ديسك گردن و گذاشت و گفت بايد گردن بند طبي ببندي و استراحت كني حالا ماهم تصميم داشتيم ٢٨ اسفند بريم مسافرت كه مسافرتمون كنسل شد😢

عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با ببخشید گفتنی تمام میشود😔

من روز به روز بدتر ميشدم و به طوري كه نيمه سمت راست بدنم كاملا بي حس شد و دست راستم فلج شد كه حتي نميتونستم خودكار تو دستم بگيرم جوري كه شبا وقتي رو سمت راست بدنم ميخوابيدم حس ميكردم رو ابر خوابيدم و هيچ حسي نداشتم يادمه مامانم يه بار دستامو گرفته بود و من داشتم با بابام حرف ميزدم يهو ديدم مامانم روبرومه برگشتم به دستام نگاه كردم ديدم دستام همينجور رو هوا مونده يعني انقدر كه دستام بي حس بود نفهميدم كه مامانم دستامو ول كرده😢😔

عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با ببخشید گفتنی تمام میشود😔

اون موقع هم آخر اسفند بود و همه دكترا پولا رو جمع كرده بودن و رفته بودن صفا سيتي مسافرت😬هيچ دكتري نبود كه برم پيشش دوباره زنگ زديم به همون متخصص ارتوپد كه از آشناها بود و شرح حالمو گفتم بهم گفت ديسك گردن توجيه اين علائمو نميكنه و حتما برو پيش متخصص نورولوژي كه من يهو رادارام روشن شد وياد دكتر ن افتادم و از خوشحالي بال در آوردم ولي تعطيلات شروع شده بوده و مجبور شدم تا آخر تعطيلات با اون حالم صبر كنم😔

عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با ببخشید گفتنی تمام میشود😔

خلاصه عيد با همه سختي هاش تموم شد و من با هزار بدبختي از منشي دكتر كه يه مرد بداخلاق و بد عنق بود وقت گرفتم😡با مامانم رفتيم مطبش و كلا منو نشناخت😐منم تو دلم به خودم فحش ميدادم كه اين همه من به فكر اين بودم اين انگار نه انگار خلاصه بعد معاينه و MRI مغز و نوار عصب و عضله ونوار چشم و ... با كمال تاسف تشخيص MS  رو برام گذاشت و آمپول سينوكس رو هفته اي يه بار برام شروع كرد و هر ٣ ماه منو ويزيت ميكرد ديگه از ويزيت هاي بعديش خودم تنها ميرفتم و اون هيچ رفتاري كه نشون بده از من خوشش اومده نداشت كه نداشت با اينكه من هر دفعه خوشگل تر از قبل ميرفتم مطبش و كلي به خودم ميرسيدم🤥🖐

عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با ببخشید گفتنی تمام میشود😔

ولي تو اين ويزيت هاش با زيركي تمام راجع به خونوادمو اينكه علت استرس هام چيه و كسي تو زندگيم هست و...پرسيد ولي همچنان سرسنگين😪و  پول ويزيت هم نميگرفت هيچوقت😬خلاصه تو يكي از اين ويزيت ها يهو راجع به درسم پرسيد و اينكه چه تخصصي دوست داري من نميدونم چم شد چشام پر اشك شد و گفتم دكتر من ناتوان ميشم ديدم يه جوري شد چشاش يهو مهربون شد و گفت نه كي گفته ديگه زدم زير گريه وگفتم تو كتابامون نوشته و...😪بلند شد روبروم واستاد و گفت تو سنت خيلي كمه ميتوني بخاطر من بزرگ شي؟!😳من گفتم متوجه نشدم دكتر

عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با ببخشید گفتنی تمام میشود😔

گفت به ازدواج با من فكر كن اگر مخالف بودي اين موضوع و همين جا تو اين اتاق فراموش كن منم گفتم آقاي دكتر شما برام خيلي محترمين چشم اجازه بدين با خانوادم مشورت كنم و يه مقدار فكر كنم😬اونم شمارشو رو كارت مطبش نوشت و داد دستم و گفت فقط اگر ج مثبت بود تا آخر هفته بهم اطلاع بده اگر هم تماس نگرفتي قضيه رو منتفي ميدونم من از مطبش كه اومدم بيرون ديگه فقط تو راه نرقصيدم پشت فرمون جيغ ميكشيدم عاشقتم خدااااااااااااا😂😂😂😂😂

عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با ببخشید گفتنی تمام میشود😔

اجازه بدين كه نگم چي بهم گذشت تا خونوادمو راضي كردم چون پدرم به شدت مخالف بود و ميگفت جاي پدرته و از هول حليم ميوفتي تو ديگ و تو ٣٠ سال بشي اون نزديكه ٥٠ سالش ميشه و حتي منو فرستادن مشاور و من گردن شكسته از مشاور كه ميومدم بيرون به دكتر جان ز ميزدم و ميگفتم مشاور چي گفت و با هم هر هر ميخنديديم🙈خلاصه بعد از كش و قوس هاي فراوون پدرم به سختي رضايت داد و حتي روز عروسيم وقتي دفتر ازدواج و امضا كرد گفت كمرم شكست😔😢

عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با ببخشید گفتنی تمام میشود😔

الان كه  به مراد دلم رسيدم اولا خدا رو شكر ميكنم و واقعا حس ميكنم كه زندگيم مصداق اين مصراع هست كه(عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد)عدو=بيماري ام اس و خير=ازدواجم با هموني كه دوسش داشتم و خدا جونم كه عاشقشم ❤️🌹پايان😘

عشق سوء تفاهمی ست بین دو احمق که با ببخشید گفتنی تمام میشود😔
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

طلای مهریه

عطرینما | 20 ثانیه پیش
2791
2779
2792