اولین عشق زندگیم بود که دو سالی هست از هم جدا شدیم...خودم هم الان پارتنر دارم و رابطمون خیلی خوبه...
دو روزه که عقد کردن و برای خودش و همسرش آرزوی خوشبختی میکنم...اما نمیدونم چرا اینقدر به هم ریختم...انگار غم کل دنیا تو وجودمه...تک تک خاطراتی که با هم داشتیم برام زنده شد...هم و دوست داشتیم اما به هم نمیخوردیم و خانوادش مخالف بودن...بعد از تموم شدن ارتباطمون هم دشمنم شد و کلی پشت سرم حرف زد...واقعا نمیدونم چرا اینقدر ذهنم درگیر شده و حال عجیبی ام...