خونه پدر بزرگم حداقل برا صد سال پیش بود
رفتیم مهمون خونشون حیاطش ۴۰۰ متر بود دستشویی ته حیاط
دو تا از خواهرام گفتن بیاین ۴ تایی بریم دستشویی
من و خواهر بزرگم ترسیدیم نرفتیم شب حدود ساعت ۹ بود
از پنجره نگاه کردم دیدم نزدیک دستشویی داد زدن و دوییدن سمت خونه
وقتی اومدن گفتن یه روح دیدن که با سرعت رفته داخل دستشویی بعد برگشته اینارو نگاه کرده همونجا واستاده
بدبختا هر کدوم جدا شکلش رو کشیدن واقعا دیده بودن
من خودم از پنجره دیدم که چجور ترسیدن 😱😱😱😱