اخلاق بدی ک دارم هر وقت دعوامون میشه میگم دیگ نمیخوامت اصلا حالیم نیست تو عصبانیت چی میگم امروز اینارو گفت ک چجوری دلت میاد و چن وقته از دستت دلخورم و این حرفا. بعد میخواستم برم سینما پیام دادم ک آره من دارم با مامان اینا میرم و داشتیم حرف میزدیم یهو گفت من بهت شک دارم و نمیدونم چجوری جلو دوماد تون میگردی درحالی ک من خودم همیشه حواسم هست من عفونت میگیرم شرت میپوشم همش میگ شرت بپوش میگم وقتی شلوار دارم مشخص نمیکنه بازم گیر میده
میگ تا تو حیاط میری چادر سرت بزار درحالی ک هیچ خونه ای ب خونه ما دید نداره با مردای فامیل حرف نزن آخه مگه میشه
تا حالا یه شب بدون شب بخیر گفتن نخوابیدیم الان چن وقته ک دیگ یه شب بخیر و صب بخیر خشک و خالیم نمیگ
منم از همه جا بلاکش کردم اشتباه کردم
بهش میگم بی محبت شدی میگ همه چیو باهم قاطی نکن من ازت دلخورم همیشه ازم دلخوره درحالی ک دیشب و باهم گذروندیم.