دقیقا انگار مامانشم اعصابمو خورد میکنه ، بی مسیولیته
صبح پاشدم دارم از دیشب که از دست بچمون عصبانی شدم براش میگم و اینکه تروخدا یه روزایی یک ساعت نگهش دار که من برای خودم باشم ، حتی بیرون هم که میبرمش همش در خال حرص خوردنم یهو عصبانی شد که هر روز صبح غر میزنی و فلان
بهش میگم اخه بیشعور من دارم با تو دردو دل میکنم ، پس به کی بگم اینارو
اصلا درک نداره
کاشکی بزرگتر بود کاشکی صدتا دوست دختر داشت قبل من که حداقل بدونه چطوری با زن رفتار میکنن
اصلا نمیتونم باهاش دردو دل کنم 😫
فقط میخواد زندگی گل و بلبل باشه
جرات ندارم باهاش دردو دل کنم