چند روز پیش تاپیک زدم و از طلاقم ابراز خوشحالی کردم.
اکثرا لطف داشتن ولی بعضیا خیلی اومدن فاز منفی دادن و گفتن پشیمون میشی و اشتباه کردی و فلان !!
که حرفاشون خیلی ناراحتم کردچون ندونسته قضاوتم کردن و نفهمیدن من چه عذابی کشیدم
الان میخوام چن مورد کوچیک تا از رفتار هاشو بگم
تو پرانتز بگم که۲سال زندگی کردیم بچم ندارم ازدواجم سنتی .
خودمم زیر۳۰ هستم و کارمندم اونم ۱۰ سال ازم بزرگتر بود
از نظر مالی و ظاهری و اجتماعی موقعیت خوبی دارم هیچ احتیاجی بهش نداشتم فقط یه محبت میخواستم که اونم ازم دریغ کرد
الان میخوام چن مورد کوچیک تا از رفتار هاشو بگم
اگه شما بودین ازش جدا نمیشدین؟
کلا نسبت به احساسات من بی تفاوت بود : غم، شادی، نگرانی ومن براش اصلامهم نبود
با خانوادم قطع ارتباط بود و رفت و امد همه به خونمون محدود بود، البته بجز دوستان و خانواده خودش!
هیچ عاطفه و محبتی به من نداشت.... نه عشقی نه علاقه ای
بد دهن بود و به راحتی توهین میکرد به خانوادم و خودم
وقتی عصبانی میشد دست روم بلند میکرد
همش تحقیرم میکرد و ازم ایراد میگرفت با اینکه ۱۰۰ درجه از همه نطر ازش سر ترم
همش دعوا داشتیم تفاهم نداشتیم و تو دعوا همش تمام بحث های قبلی هم مرور میکرد و همیشه هم آشتی میکردم چون اون پیش قدم نمیشد
هیچ تلاشی برای بهبود ارتباط مون نمیکرد و روزی چندین بار میگفت همینه که هست اگه نمیخوای برو
مناسبت ها براش مهم نبود
اجازه نمیداد تنها جایی برم و با کسی رفت و امد کنم و....