2777
2789
عنوان

تولد پسرم بود

316 بازدید | 1 پست

دیگه دارم از خستگی میمیرم 

حالا مهمونم زیاد نبود فقط خانواده

۶ ماهمه ولی خیلی احساس سنگینی میکنم

اندکی از زندگي من::بعد از ۶ سال زندگی مشترک شوهرمو از دست دادم با یه دختر ۶ ماهه،،،با برادرشوهرم ازدواج مجدد کردم بدون اجبار و با علاقه ی خودمون و دوباره مادرررر شدم،،،،،غیرممکن یعنی منو تو ،تو ساحل ،،،عاشق هم بودن زیر ماه کامل،،،غیر ممکن یعنی تو واسم دلتنگی ،،،،یعنی میفهمی ک تو همین آهنگی،،،،،،،،،با افتخار آبانی ام،،، ،،مامان دو تا فسقل👫که متخصص خرابکاری و ریخ و پاشن ..از سال ۹۷هستم ولی بارها تعلیق شدم و مدتی تا خط جدید پیدا کنم خواننده خاموش بودم😶😶😶تاریخ ۲۶ /۱۲ /۴۰۲ یهو فهمیدم یه مهمون ناخوانده تو راهه و میخوام بشم مامی۳تایی😶😶😶😶

تولدش مبااااک عزیزم انشالله همیشه  شاهد موفقیت و خوشبختیش باشی ...در مورد خستگی هم حق داری به هر حال بارداری سخته مخصوصا که دو تا بچه ی کوچیک هم داری که به تنهایی کلی انرژی از مادر میبرن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز