۲۲ سالمه ۱۸ سالگی ازدواج کردم بچه نیاوردم بخاطر درگیری هامون
شوهرم عصبی. بددهن. همش سعی داره من هرکاری میکنم بگه بده اشتباهه مسغرممیکنه و همیشه میگه اون کاری ک من انجام میدم خوبه و تو عقل نداری و...،خودشیفته.۵ ۶ بار کتکم زده. هیز هول .پول نداره خونه نداره .ماشینش هم ب اسم باباشه.خونوادش خیلی درب و داغون و بی فرهنگ و بسیار نیش و کنایه زن و دخالت کن و دعوا بنداز هستن.همش پول میکنن از شوهرم.
خیلی اختلاف فرهنگی داریم خونه پدر من بالاشهر و چندین خونه و باغ و...داره. تحصیلات هممون خوبه خودم لیسانسم دارم میرم سرکار، برادرم پزشکه، پدرم دکترا داره استاد دانشگاه و یک مسئولیتی هم تو شهرمون داره ،اما خونواده شوهرم تو روستان و بی سواد درحد کلاس ششم سواد دارن ولی خیلی ادعا دارن و بشدت تفکرات ۱۰۰سال پیش دارن.
خونوادم حمایتم میکنن میگن جداشو ازین بهتر شوهر میکنی ،اینم بگم من نامادری دارم و با نامادری باید زندگی کنم ،نه ک خیلی بد باشه ولی خوبم نیست ،اما خب حمایتم میکنن جدا بشم .
ویژگیهای مثبت شوهرم خسیس نیست، ابراز محبت کلامی فقط کلامی درعمل محبت نداره و بدی میکنه و همیشه برعکس حرف منو انجام میده و ب حرفم گوش نمیده ولی کلامی فقط قربون صدقه میره و بوس و بغل و اینا داره،ی کارمند سادس شغل داره،تیپش خوبه،تو رابطه هم خوبه ،تو درس خوندن و سرکار رفتن هم حمایت میکنه ک برم