چندسال پیش یه شرکتی منشی بودم صابکاره خیلی چش چرون بود و همش دنبال این بود که به هر ترتیبی با من صمیمی تر شه همش میگف من خیلی تنهام و میرف مسافرت مدام به من پیام میداد جات خیلی خالیه و ..
منم دیگه طوری شده بود که خارج از شرکت بودم اصلا جواب زنگ یا پیام های ضروریشو هم نمیدادم که چرت و پرت نگه
بعدا فهمیدم این سالهاس زن داره و تو اینهمه مدت خانومش یک بار نیومد سر بزنه به شرکت!!!
اینم آزادانه میگف مجردم!
با خانومای جوون میرف تو اتاق به من میگف در شرکتو ببند برو تعطیل..