میگن تا مظلومی نباشه ظالمی هست نیست
طولانیه ولی بخونین
من موقع که با رلم دوست شدم بعد چند وقت گفت رلم و دختر همسایمون از بچگی پدرشون اینارو به اسم هم در آوردن و میگه اصلا دوست نداره با اون ازدواج کنه
وقتی خانواده دختره فهمیدن ما با همیم کلی تلاش کردن مارو جدا کنن و چه آسیب هایی که نزدن
حتی میخاستن به من دست درازی کنن که رلم جلوشون گرفت و درگیر شدن الانم رلم گوشه زندانه
و قرار شده بعد آزادیش اینو به اجبار با اون دختره عقد کنن ولی رلم گفت بمیرم هم اینکار نمیکنم و امشب گفت اگه غیابی عقدم کنن من خودکشی میکنم
منم گفتم خب بیا مام مثل اونا لاشی بشیم یکی میفرستیم بهش تجاوز کنه و عکس و فیلم بگیره ازش یا هم که ایراد نداره باهاش ازدواج کن و یجوری طرح بریزیم که انگار داره بهت خیانت میکنه و طلاقش
شاید بگید من سنگدلی ولی انقد خون مالی رلم دیدم و از همشون لاشی تر شدم
از این میسوزم که رلم دختره نمیخاد و بزور میخاد عقد کنن چند ماه ذهنم شدید درگیره شبا قرص آرامبخش میخورم ک آروم شم ولی میخام انتقام بگیرم