2777
2789
عنوان

🥀بفرمائید روضه🥀

56 بازدید | 5 پست

شب_هفتم_حضرت_علی_اصغر#  




با چه رو خیمه بَرَم این سرِ آویزان را

چه کنم مشکلِ این حنجر خون ریزان را


به سفیدیِ گلوی تو کسی رحم نکرد

رسمِ کوفی است بگیرند هدف، مهمان را


دست و پایی زدی و باز تبسّم کردی

پس خدا بوسه زند این دو لب خندان را


بوسه بر این سرِ پاشیده ز هم مشگل نیست

من چسان دفن کنم پاره ای از قرآن را


مشگل اینجاست که سر نیزه امانت ندهد

اهل غارت نکند رحم ، گُلِ پنهان را


من دهم با چه زبانی خبرت را به رباب

آب دادَست سه شعبه گلوی عطشان را


بعد از این است که بر سینۀ من جا داری

نزد مادر ببرم آهِ دِلِ سوزان را


گریه بر معجرِ عمّه نرود از یادت

وسط هلهله ها بدرقه کن یاران را


تا به محشر ز غبار غم تو گریه بپاست

ای عجب داغ تو کردَست بپا طوفان را


سند مستند کرب و بلا حنجر توست

بُرد مظلومیِ تو آبروی عدوان را


عید قربان من است و تو همان ذبحِ عظیم

و خدا مُهر قبولی زند این قربان را


(محمود ژولیده)





امام زمان(عجل لله فرجه):

من برای مومنی که مصیبت جدّ شهیدم را یادآور شود سپس برای تعجیل فرج و تایید من دعا نمایددعا می کنم.

?مکیال المکارم، ج2، ص 75

گریه بر جان دادنش افلاک کرد
خون زیر حنجرش را پاک کرد
کند با شمشیر قبر کوچکی..
از لحد کوچکترش را خاک کرد

تیر جا خوش کرده ای بر حنجر است
ذبح اکبر بود و  نامش اصغر است
تاج گل از قبر او شرمنده بود
قدش از یک شاخه گل کوچکتر است


آه از این سینه ی پر خون بکش
ناز از این غنچه ی گلگون بکش
مادرش از دیدنش جان می دهد
تیر را آهسته تر بیرون بکش ...

دفن شد آن دیده ی دریایی اش
خاک شد شرمنده ی زیبایی اش
وقت تلقین علی اصغر رسید
اسمع افهم شد دم لالایی اش ...

قبر شد کاشانه اش شرمنده ای
از غبار خانه اش شرمنده ای
جای طفلت داخل گهواره بود
از تکان شانه اش شرمنده ای

ناصر دودانگه

امام_حسین_ع_مناجات_محرمی#  


عاشق به اینجا آمدم، عاشق ازاینجا میروم

نوکر به دنیا آمدم، نوکر ز دنیا میروم


قبل از تمام نوکران، زهرا به هیئت می‌رود

وقتی به روضه می‌روم، دیدار زهرا می‌روم


من دوست دارم‌ روضه را، چون خانه‌ی امن من است

غمهام یادم می‌رود تا پیش آقا می‌روم


این کوچه آن کوچه حسین، این خانه آن خانه حسین

مجنونم و دنبال او، صحرا به صحرا می‌روم


صدسال عارف هرچه کرد، آخر نشد کارش درست

من این مسیر سخت را، با گریه حالا می‌روم


وقتی‌که چشمم بسته شد، ارباب خاکم می‌کند

تا خانه‌ی قبر خودم، کی گفته تنها می‌روم؟!


یک چند وقتی می‌شود راهم نداده کربلا

از برکت نام حسن، امسال اما می‌روم


زینب صدا می‌زد: حسین خون گریه کن برحال من

دارم کنار قاتلت، تنهای تنها می‌روم


✍️ #سیدپوریا_هاشمی



حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می فرمایند: «وَ اکثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعجیلِ الفَرَج فإنَّ ذلِک فَرَجُکم؛[12] برای تعجیل در فرج من، بسیار دعا کنید، زیرا که گشایش کارهای شما در آن است.»


بسم الله الرحمن الرحیم



به نام خداوند بخشنده ی مهربان



اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا



خدایا، در این لحظه و در تمام لحظات ، سرپرست و نگاه دار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان ولیت حضرت حجّة بن الحسن که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد باش ، تا او را به صورتى که خوشایند اوست [ و همه از او فرمانبرى مى نمایند ] ساکن زمین گردانیده ، و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازى



 «اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج» 


یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

امام_حسین_ع_مناجات_محرمی#  

هرچند عیان است ولی وقت بیان است

عشق تو گران‌قدر‌ترین عشق جهان است


این عشق، همان است که قیمت‌شدنی نیست

این عشق، همان است که هم‌قیمت جان است


«موجیم که آسودگی ما عدم ماست»

با عشق تو عمری‌ست که دل در هیجان است


هرکس سخن از عشق تو گفته‌ست بیاید

روی سخنم با همۀ مدعیان است!


گفتیم: بیایید که خط غرق به خون است

گفتند: بمانید... چنین است و چنان است...


مجنون غمت کیست؟ به‌جز عابسِ عاشق

معنای جنون چیست؟ همین رزم عیان است


پای علمت هر قدمی خون شهیدی‌ست

خون شهدا آبروی عصر و زمانه‌ست


هرکس که شهید تو نشد طعمۀ مرگ است

هرکس که فدای تو نشد غرق زیان است


هرکس بزند حرف امان‌نامه و تسلیم

«هیهات منا الذله» فقط بر لبمان است


بیزار ز نیرنگ فریبندۀ دنیا

گفتیم فقط خیمۀ تو خطّ امان است


جز بیرق سرخ تو نداریم به شانه

«زیر علمت امن‌ترین جای جهان است»


هنگام صلات آمد و قد قامت عشاق

برخیز که هر گوشه پر از عطر اذان است


برخیز برادر که حرم تشنۀ یاری‌ست

برخیز که بر شانۀ ما بار گران است


باید برسد آب به اهل حرم این‌بار

برخیز که این العطش تشنه‌لبان است


هنگام فداکاری انصار حسین است

برخیز! علم دست علمدار حسین است


✍ #یوسف_رحیمی



امام_حسین_ع_مناجات_محرمی#  


تا وقت هست عاشق شب زنده دار باش

می‌ارزد این معاشقه؛ چشم انتظار باش


فرصت کم است عمر خودت را هدر نده

هر صبح و ظهر و شام به دنبال یار باش


تا می‌شود همیشه بزن قید خویش را

همواره محض یار فقط مهزیار باش


کاری برای خانه‌ی تاریک قبر کن

قدری به فکر روشنی شام تار باش


تا پای دار هم شده با پای خود برو

اما سر عقیده‌ی خود پایدار باش


در معرکه به قامت تیغ دو دم بایست

در پیش رویِ دشمن دین، ذوالفقار باش


جان را بده ولای علی را ولی مده

زهرا تبار باش، ولایت مدار باش


" شکر خدا که نام علی در اذان ماست"

ممنون لطف حضرت پروردگار باش


دست ادب به سینه ی خود آشنا نما

در حلقه‌های سینه‌زنی پای‌کار باش


وقتی‌که از اهالی دنیا دلت گرفت

تنها به‌سوی کرببلا رهسپار باش


نذر ذبیح فاطمه باید جزع کنیم

نام حسین برده که شد بی قرار باش


هر شب وضو بگیر و بیا بزم روضه‌اش

هر شب به روی بال ملائک سوار باش


هر جا که صحبت از عطش و کام خشک شد

حتما بلند گریه کن؛ ابر بهار باش..


✍️ #علیرضا_خاکساری





دریای غرق عصیان، گوهر نیاز دارد

این مرغ پرشکسته، به پر نیاز دارد


جرم و خطای من را دیدی و باز گفتی

حداقل به صدها، دفتر نیاز دارد


شد غیبتی که کردم، منجر به غیبت تو

رفتار زشت من به کیفر نیاز دارد


محتاج خانه ی تو جز در زدن بلد نیست

اینجا گدا به نان نه! به در نیاز دارد


آقا شدی بگیری دستان خالیم را

آقا وگر نه کِی به نوکر نیاز دارد


این طفل گریه کن را، فوراً بخر ضررکن

من را برای روضه مادر نیاز دارد


جز آه، در بساطم چیزی ندارم اصلاً

سینه همین گهر را محشر نیاز دارد


حاجت زیاد دارم، اما مُهم حسین است

نوکر همیشه حال مضطر نیاز دارد


قاسم غم حسن را، احلی من العسل کرد

با خویش گفت عمویم لشکر نیاز دارد


جای زره کفن داشت، جای کلاه، عمامه

هم شکل مجتبی شد، منبر نیاز دارد


او را زدند اما، در تیررسْ حسن بود

در زیر نعل تازه سنگر نیاز دارد


او کاکل خودش را در دست دشمنش داد

تا که نبیند عمه، معجر نیاز دارد


رضا دین پرور




ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز