شاید این آخرین باره/که تو رو بغل میگیرم
غم توچه سخته ای مادر/توکه بری من میمیرم
شایداین آخرین باره/لالایی برات میخونم
داری میسوزی رو دستم/برای لبات گریونم
آخه قرار بود
شیرین زبون شی
یه روز جوون شی
بزرگ شی و عصای دستمون شی
حالا قراره
بری با بابات
تموم شه دردات
برو عزیز من خدا به همرات
آخه قرار بود
مادر فدات شم
گرم نگات شم
مادربزرگ بچههات شم
حالا قراره
غم بی حساب شه
خونم خراب شه
حلقوم تو سهم رباب شه
انگار قرار نیست ،برگردی پیشم
با این صدای هلهله بیچاره میشم
قربون شکل ،ماهت عزیزم
تومیری وپشت سرت هی اشک میریزم
«« لای لای علی جان
لای لای علی لای لای علی
لای لای علی جان »»
======
شایداصلاً ایناخوابه/الهی تموم شه این رویا
الهی دروغه حرفاشون/که تورو زدن جلوبابا
شایداصلاً ایناخوابه/که تشنه تورو رهاکردن
آخه چجوری عزیز من/سرتو باتیرجدا کردن
کاش این دروغ بود
بلوا به پا شد
سر و صدا شد
دوباره اون وسط پای حرمله وا شد
اما دروغ نیست
ای رنگ پریده
گلوت بریده
بابات برا یه قطره آب منت کشیده
کاش این دروغ بود
از خیمه رفتی
با گریه رفتی
مقابل چشام رو نیزه رفتی
امادروغ نیست
قلبم رو کندن
دارن میخندن
از بس سرت کوچیکه روی نی میبندن
هر لحظه بی تو،واسم عذابه
دیدن تو رو ،روو نیزه ها مرگ ربابه
گریم گرفت با،اشکای نیزه
ترسم اینه آخر بیافتی پای نیزه
«« لای لای علی جان
لای لای علی لای لای علی
لای لای علی جان »»
.
___
شعرونغمه: #مجتبی_نامور✍