2777
2789
عنوان

پیام شوهرم بعد از یکسال ونیم

4452 بازدید | 94 پست

خانما من یک سال و نیمه خونه پدرم هستم.نصف جهازمم فروختم. مدتیه شوهرم توی اینستا کلیپ میفرسته.میدونم دوسم داره ولی واقعا دوست داشتن کافی نیس ...حرمتا ازبین رفته ...نگید به هم دیگه برگردین چون امکانش وجود نداره....این پیامو دیشب فرستاد:

مطمئن باش دیگه نمیتونی کسیو پیدا کنی ک اندازه من دوست داشته باشه و بخاطر تو از خودش بگذره

خستم، خیلی خسته

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

از دیشب فقط دارم گریه میکنم.میگه تو منو دوست نداشتی وگرنه ترکم نمیکردی....ولی خدا خودش شاهده من خیلی تحمل کردم ولی واقعا دیگه امیدی ب اون زندگی نداشتم.

خستم، خیلی خسته
سر چی رفتی قهر؟حداقل اگه تصمیمت قطعی نبود جهازتو نمیفروختیحالاهم که فروختی اگه برگشتی بگو پدر من یکب ...

دوران عقد متوجه شدم شوهرم ناتوانه جنسیه بزور دکتر و قرص بتونه کاری بکنه منم چون دوسش داشتم این موضوعو پذیرفتم.. دلشو به ارث پدریش خوش کرده بود. هیییچ حرمتی باقی نمونده. توروی خانوادم ایستاد و بخاطر شوخی که داداشم باهام کرد دست به یقه شد با داداشم و بی احترامی طوری ک بابام ازخونه بیرونش کرد. بشدددت عصبی ومتوجه شدم بیمارستان اعصاب وروان خوابیده13تا قرص اعصاب میخوره درحالی که به من گفت بخاطر فوت داداشم تحت درمانم چون افسردگی گرفتم گفتم باید ترک کنی به ترامادول رو اورد. دست بزن داره گه گداری .خودزنی میکرد با شیشه و چاقو. نه عروسی واسم گرفت نه طلایی واسم گرفت تازه۴۸میلیون سال۹۸واسش طلاهای خونه بابامو فروختم و۱۸میلیون پول نقد بهش دادم واسه ساخت خونش نه خریدعروسی کرد. گفت چون خونه ساختم دستم خالیه واین حرفا. یجورایی میترسید واسم خرج طلا وعروسی واین چیزا کنه چون یروز از دهنش توی دعوا در اومد تو همون اول قصدت رفتنه. خانوادمم بخاطر من هیچ فشاری نیوردن. یعنی هیییچ آرامشی باهم نداشتیم.  خوب بودنش به دوهفته نمیرسید انگار یکی میرفت تو جلدش باااید سر چیزالکی بحث وناراحتی درست میکرد.همش قهر میکرد مثل زنا. اخلاقای خوبی هم داشت. دست و دلباز بود. وقتی قهرنبود بشدت فیزیکی و کلامی محبت میکرد. شوخ بود خیلی مسخره بازی درمیورد تا بخندونتم. شکاک اصلا نبود. مناسبتارو فراموش نمیکرد، رفیقباز نبود. همش چیزای خوبشو با مردای اطرافم مقایسه میکنم. میبینم شوهرم موقع آشتی خیلی مهربون بوده😔ولی دیگه یجایی به حدی خسته شدم که دیگه احساساتم کور شد. دلم واسه خونه ای که با هزار بدبختی ساختم تنگ شده

خستم، خیلی خسته
چرا جدا شدید

دوران عقد متوجه شدم شوهرم ناتوانه جنسیه بزور دکتر و قرص بتونه کاری بکنه منم چون دوسش داشتم این موضوعو پذیرفتم.. دلشو به ارث پدریش خوش کرده بود. هیییچ حرمتی باقی نمونده. توروی خانوادم ایستاد و بخاطر شوخی که داداشم باهام کرد دست به یقه شد با داداشم و بی احترامی طوری ک بابام ازخونه بیرونش کرد. بشدددت عصبی ومتوجه شدم بیمارستان اعصاب وروان خوابیده13تا قرص اعصاب میخوره درحالی که به من گفت بخاطر فوت داداشم تحت درمانم چون افسردگی گرفتم گفتم باید ترک کنی به ترامادول رو اورد. دست بزن داره گه گداری .خودزنی میکرد با شیشه و چاقو. نه عروسی واسم گرفت نه طلایی واسم گرفت تازه۴۸میلیون سال۹۸واسش طلاهای خونه بابامو فروختم و۱۸میلیون پول نقد بهش دادم واسه ساخت خونش نه خریدعروسی کرد. گفت چون خونه ساختم دستم خالیه واین حرفا. یجورایی میترسید واسم خرج طلا وعروسی واین چیزا کنه چون یروز از دهنش توی دعوا در اومد تو همون اول قصدت رفتنه. خانوادمم بخاطر من هیچ فشاری نیوردن. یعنی هیییچ آرامشی باهم نداشتیم.  خوب بودنش به دوهفته نمیرسید انگار یکی میرفت تو جلدش باااید سر چیزالکی بحث وناراحتی درست میکرد.همش قهر میکرد مثل زنا. اخلاقای خوبی هم داشت. دست و دلباز بود. وقتی قهرنبود بشدت فیزیکی و کلامی محبت میکرد. شوخ بود خیلی مسخره بازی درمیورد تا بخندونتم. شکاک اصلا نبود. مناسبتارو فراموش نمیکرد، رفیقباز نبود. همش چیزای خوبشو با مردای اطرافم مقایسه میکنم. میبینم شوهرم موقع آشتی خیلی مهربون بوده😔ولی دیگه یجایی به حدی خسته شدم که دیگه احساساتم کور شد. دلم واسه خونه ای که با هزار بدبختی ساختم تنگ شده

خستم، خیلی خسته
جدا شدید آره ؟ با توجه به تایپیکاتون ، شما هم پشیمون شدید ؟

ن پشیمون نشدم....ولی زمانی ک از خونش زدم بیرون هنوز دوسش داشتم.الانم دوسش دارم ولی مثل سابق نه....بیشتر دلم میسوزه چون واقعا تنها بودو غیراز من کسیو نداشت

خستم، خیلی خسته
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز