خسته شدم ...
خدا رو قسم بدین که کمکم کنه ..
بعداز خیانتش زندگی برام سخت شده ...
اگه بچه نداشتم الان راحت میزاشتم و میرفتم .
چند مدت یبار میام ازخونه برم بیرون حالم بهتر بشه دلم باز بشه اون زنیکه ی خراب رو میبینم حالم بدتر میشه.
مار از پونه بدش میاد در لونش سبز میشه ...
نگاه همسرم بهش افتاد داغون شدم
همش فکر میکنم چی بینشون بوده
الان یاد چی افتادن ؟
عصبی میشم
یه لحظه نفرینشون میکنم
خدایا به امام حسین قسمت میدم یا مارو از این شهر ببر یا اون زنیکه رو ...