سلام
خیلی داغونم دوستان
نمیدونم از کجا شروع کنم
امیدوارم آشنا پیدا نشه فقط
خیلی خستم
دیگه واقعا توان ندارم
بابام فوت کرد خونمون شده ولوله
داداشم همش سرکشی میکنه همش داد و فریاد میکنه
میخواد ارثی که از بابام رسیده رو بگیره(زیاده مبلغش)
خواهرم همش ادعاش میشه من با فهم و شعورم همش تیکه میندازه همش میخواد بکشه کنار
از اون طرف مامانم لجباز شده همش میخواد با ما ۳تا بچه لجبازی کنه
داداشم زیاد م.ش.ر.و.ب میخوره انگار سنگدل شده هیچی براش مهم نیست💔💔😞
به ائمه بی احترامی میکنه💔
خودم که نگم کم حوصله داغون
چون دانشگاه شهرستان میرم خیلی از دوستام رو از دست دادم و باهاشون دیگه ارتباط ندارم اونا هم دیگه کم محلی میکنن
فقط با ۲تا دوستم ارتباط دارم که اونا رو هم حس میکنم انگار سختشونه به روم نمیارن فقط
اگر راهکاری دارید بگید
واقعا دیگه توان ندارم