مامان بابام رفتن تهران دکتر خودم و داداشم تنهاییم خونه امروز بهم گفت عصری میخوام بفرستمت خونه خاله سر بزن بعد شب میام دنبالت با خنده میگفت میدونستم نقشش چیه هول شدم گفتم خودم میخوام برم جایی با دوستم پرسید ساعت چند و چند ساعت گفتم ۵ تا ۸ چیزی نگفت رفت میدونم میخواد دوست دخترشو بیاره چون سابقشو داشته قبلا و من میدونستمو به مامانم نگفتم الآنم اگه بهشون بگم سکته میکنن چیکار کنم چطوری مچشونو بگیرم😭😭