نمیدونیم غصه ی کدومشونو بخوریم . خودش ک از جونیش خیری ندید همش در حال دعوا و قهر و آشتی با شوهربی شعورش بود و به زور طلاق گرفت و چندین سال از دیدن دخترش محروم بود و روزا غصشو میخورد . دخترش ک بی مادر بزرگ شد و اونقدری از دوری مادرش غمیگنه ک از چهرش کاملا حالش معلومه . اینم تو حسرت دخترش حالا هم ک دوباره خواست زندگیشو سروسامون بده با ی بچه کوچیک افتاد تو این بلا