داستان از اونجا شروع میشه که منو و دختر دایی مامانم که همسنیم و تقریبا مثل خاهریم ی بازی نصب کردیم حقیقتش من ایران نیستم اونموقع هم که همجا فی لتر بود از همین بازیه باهم در ارتباط بودیم برنامه جوریه که سکه جمع میکنی میتونی لباس و اینا بخری به عنوان سرگرمی ،همیشه بهش قرض میدادم اکثراً هم نمیداد میگفتم بیخیال همیشه میپرسیدم پس میدی میگفت اره بعد یبار دادم یادم رفت بپرسم دو دقیقه بعد اومد گفت من که نگفتم ،میدونم خیلی موضوع مزخرف و بچه گانه ایی هست ولی از همون موقع بحث مون شد و بلاکم کرد الان یکساله تقریبا از اون ماجرا میگذره و ما هیچچ ارتباطی نداشتیم