خانما دختر همسرمه توورابطه با هم مسکل نداریم فهنیدم از وقتی مادرش فوت کرده دختر خالش همه چیو یادش داده و بهش دست درازی میکرده الانم خودش انجام میده نه میتونم به پدربزرگ مادربزرگش بگم نه میتونم نذارم بره همیشه دیدم اینکارو انحام میده بغلش میکردم با آرامش میگفتم الان دیدم بشگونش گرفتم چند تا عذاب وجدان دارم دیشبم خونه پدربزرگش بازم دخترش حالش بهش دست زده موندم به خدا