2777
2789
عنوان

دخترایی که خونه دوستاتون موندیید

279 بازدید | 19 پست

     من قبلنا مامانم نمیزاشت خونه دوستم


 بمونم  چون همش میترسید ولی الان میگم ترست خیلی بیخودی بود .  چون وقتی یکی رو شناختی و ازش مطمعن شدی البته ی مدت زیاد و با خانواده رفت و اومد کردی باید  بواسطه تجربیات خودت  بشناسیش

 قبلنا بحث میکردم الان نه. 


مسافرت رفتم مجردی.  هروقت دلم خاست 

میرم خونه دوستام 

میخام‌ بگم مادرها. بچه تربیت کنید نه آزاد نه محدود.     

واقعا پدر ها باید حق حضانت داشته باشن چون منطقی تر هستن  الکی ترس ندارن.

واقعا زنها احساسی هستن 




یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

تا حالا نزاشتن . حتی روزم نمیزارن برم



یواشکی رفتم سر بزنم اما نمیزارن 😭

میشه ترو خدا هر کی امضامو دید دعا کنه که گوشی و مدارکم سالم پیدا بشن ... منم برم جمکران دعاش می کنم . خواهش می کنم ، واقعا زحمت کشی بود با بچه های معلول که واقعا سخته کار کردن باهاشون ، با عشق وقت گذاشتم تا خریدمش . خدایا به زودی زود می دونم که صدامو شنیدی و خوشحالم  می کنی . ازت خواهش می کنم خدااااااااااا . خودت شاهد بودی . من اینقدرها هم بد نبودم 😭😭😭😭 . اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 

اگر دوستامو میدیدن و حانوادشو میشناختن اجازه میدادن بمونم ، تو دوران مجردی خیلی از شبا خونه دوستام بودم حتی یه دوست تو شمال داشتم تنها میرفتم پیشش 

در گریختن رستگاری نیست                                           بمان و چیزی از خودت بساز که نشکند 🌱📚💡

مادرا حق دارن بترسن و اجازه ندن

مگه وضع جامعه رو نمی بینی؟

درخواست دوستی با احترام نمی پذیریم.  قوی باش،مثل یک لبخند پر از بغض✨🖤. کاربری ۴ نفره✨🎀    با افتخار دختران کوروش بزرگ👸🏻💗  فوتبال واسه ما یعنی زندگی   esteghlal&real madrid    Hala madrid  

من یکبار شب خونه دوستم بود بقیه دوستامم بودم قرار شد شب بخوابم زنگ زدن اجازم و بگیرن مادرم و پدرم چنان غوغایی کردن که نه نمیذاریم منم تلفن و گرفتم انقد جیغ جیغ کردم که گذاشتن الان نزدیک سی سالم اون زمان ۱۶ سالم بود اون شب بهترین شب زندگیم بود با دوستام بعد اونم دگه دانشجو شدم شب می‌خوابیدم خونه دوستام اونا میومدن مسافرت مجردیم میرفتم ولی هیچ کدوم اون شب نشد خودمم مادر بشم اگه خانواده دوست بچم و بشناسم و چند نفر باشند اجازه میدم خونه هم بخوابن 

وقتی بچه داربشم ۱۸سالگی ساکشومیدم دستش ومیگم برودنبال زندگیت ببینم چیکارمیکنی!مهم نیس پسرباشه یاددختر!!البته ک دورادورحواسم بهش هست امانمیخوام فکرکنه من همیشه هستم تادرست وغلطونشونش بدم

من تا۱۸هیچ جا نموندم،تو دوران دانشجویی ۲بار خونه دوستم مکندم،اونم چون امکان برگشت نبود وتوشهر دیگه بود،واز طرفی شناخت کامل نسبت به خودش وخانوادش داشتن،کاری ،ولی درکل هم مسیولیته واسه خانواده مقابل هم ننیشه واقعا به هرکس اعتماد کرد،بخصوص تو سنین پایین که خوب وبد بچه ها تشخیص نمیدن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  13 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  12 ساعت پیش