2777
2789
عنوان

بحثم با دختر عموی نامزدم

14649 بازدید | 305 پست

نمیخوام شب بزنم تاپیکو شلوغ شه 

من هنوز عقد نکردم اما محرمیم ، پدرشوهرم دعوتمون کرد شام من و خانوادم رو (آشنایی داریم غریبه نیستیم.)

یدونه عمو داره که اونم با بچه هاش که دوتا دختر ۲۳ و ۲۷ ساله ان هم بودن بار اولی هم نبود که میدیدمشون .

اینا همین یه عمو رو دارن از خانواده پدری و کم جمعیتن.

بحث مراسم عقد و عروسی شد 

خانواده ما عقدو تو تالار میگیرن و مثل عروسی تقریبا فقط لباس عروس متفاوته و ساده تره و خب خرجشم با پدر عروسه دیگه مگه فشاری به داماد میاد؟


بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

من رو به روی این دوتا نشسته بودم یکمی فاصله داشتیم نه در حدی که مثلا بگی اینا حرف بزنن من نشنوم 

دختر بزرگه برگشته به خواهرش با خنده میگه وا الان دیگه همه عقدا محضریه اینام واقعا .. بعد خندیدن دوتایی ://////

بقیه حرفشو نشنیدم چی میگه نه اروم گفت نه بلند 

نمیدونم چرا یهو قاتی کردم

بلند گفتم فکر نمیکنم دختر عموی شوهر در حدی باشه که درباره اینجور مسائل اظهار نظر کنه 

سکوت شد زنعموعه انگار پدرشو کشتم همچین برگشت به من چپ چپ نگاه میکنه  برادرشوهرم با خنده و اینا بحثو عوض کرد 

عزیزم شما تازه داری وارد یه خانواده میشی ، و به قول خودت دختر عموی همسرت اصلا مگه نظرش مهمه ؟!  سعی کن زیاد جبهه نگیری و مخصوصا توی جمع عصبی نشی، حرفاتو به نامزدت بگو سعی کن لبخند بزنی و ب روی خودت نیاری

هیچی نگفت دختره منم تا اخر شب برمیگشتم بد نگاش میکردم بخدا دست خودم نبود قاتی کردم خسته ام بودم از سرکار

حالا مامانم ول نمیکنه میگه زبونت نیش داره ، چرا اینطوری ای چرا رک گفتی

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز