پسر خاهر شوهرم امروز از یه شهر دگه خونمون اومده قد و هیکلش اندازه شوهرمه
امشب خابیدیم شوهرم و اون و پسرم تو هال خابیدن من تو اشپزخونه همه لامپا خاموش بود من کمردردو پا درد دارم از درد هرچی میکنم خابم نمیبره قبلش از شوهرم پرسیدم قرصا کجاس جواب داد رفتم دسشویی فک کردم اون خابه شوهرم داره با گوشی بازی میکنه بیداره از درد خابم نبرد گفتم برم به شوهرم بگم پامو ماساژ بده رفتم بالا سرش از بازوش گرفتم میگم محمد محمد یهو گفت چیه زندایی وای انقد شوکه شدم بزمین رفتم 😭😭😭😭خاک توسرم چکار کنم قلبم وایستاد گفتم فک کردم محمدی 😮💨😮💨😭 وای تیشرت شلوار تنم بود حجاب نداشتم فقط روسری سرم کردم 😔🤦♀️🤦♀️🤦♀️🤦♀️