بزور نامزد هم شدیم بچه بودم خریت کردم گول رفتاراشو خوردم و دلبستم
زمانیکه ب طور کامل خر شدم مچشو با فامیلمون گرفتم
کل طایفه فهمیدن سر همین با ابرو ریزی ازدواج کردن بدون هیچ تدارکی فقط عاقد اومد عقد و خوند و تمام
الان هی میگه پشیمونم خورشیدو میخام (منو میگه)زنش بارداره اصلا خونه نمیره میگه نمیخام بچرو نامزد قبلیمو میخام خاهرشم هی بم میگه اول اسمتو رو دستش تتو کرده هنوز میخادت و ........
خلاصه بگم زندگیش جهنمه:)