من اومدم خوابگاه
دلم تنگ عشقم بود و میگفتم کاش بهم پیام بده یکم بعد پیام داد😁
بعدش گفتم دلم هوس بستنی کرده دوستم از بیرون اومد با یه کیلو بستنی سنتی و نشستیم خوردیم😂
نگاه کردم به موجودی حسابم گفتم ای خدا از یه جایی یه پولی بهم برسون یکم بعدش پیامک واریز اومد بابام برام پول ریخت😍😂
الان هم قبل اینکه بیام نی نی سایت با خودم میگفتم این مادر من هم منو فراموش کرده ها نه زنگی نه تلفنی همون لخظه زنگ زد😐😂
(مامانم گفته بود بهش زنگ نزنم خودش زنگ میزنه)
از این یهویی حل شدنا براتون آرزومندم
الان هم میخام امتحانامو خوب بدم امیدوارم این موردم برام حل شه لطفا شماهم برام دعا کنین❤️🌱