زن داییم با عروس و پسرش و نوش شب اولین بوذ اومده بودن خونه مادرم.منم برای عرض ادب چون بعد سال ها اومده بودن رفتم خونه مادرم.تا نشستیم اولین بار بود عروسش اومده بود.نمیدونستم اینقد نفهمه،ما ی جورای همکاریم لوازم خونگی میاریم .بعد طرف نشسته با ارامش رومبل لم داده بهرحال مادرم مشتریم بود از خونوادم بهرحال خرید داشتن....تا همون اول بحث کار شد با ارامش دراورد ک من قیمت ها رو استوری عمه (مادرم)دیدم بنظر خودت قیمتا بالا نیست!؟من چشمام گرد شد،ک من فلان چیز میارم جنسات چیه؟؟کفتن مثلا ی ابمیوه گیری دارم فلان مارک کفت از این ارزون بدرد نخورها...قیمت یک تومن!؟کفتم مگه الان قیمت ی تومن پیدا میشه ک تومیگی..ک مادرم پاشد کفت ای بابا.. مثلا مریم تو بهم حنس گرون میدی یا فلان چیز گرون انداختی؟وااای چشام گرد شد نفهمیدم چی بگم خرف عوض کردم ولی واسه اون زن نفهمم ک با بیشعوریش غصبیم کرده بود.. اجازه نداشت چنین حرفی تو جمع خانواده یا جلو مادرم یزنه.من کلا ادم ارومی بودم...ولی خیلی عصبی بوذم نتونستم ببخشمش ک من و کارم تخریب کنه که..
داستان کربلا داستان تباهی انسان هاست. داستان کربلا نشانگر این است که آدمی تا چه حد میتواند سقوط کند. خدایا نگذار از سقوط کنندگان دوره خودمان باشم، خدایا مراقبم باش خدایا از فتنه هامیترسم، از آخرالزمان و فریب هایش میترسم. خدایا از آخرالزمان و مردمش میترسم، از فراموش کردن دین و دین داری و اسلام میترسم. خدایا از آخرالزمان و دین گریزی با فریب انسان بودن میترسم، آنها به اسم خوب بودن فریب می دهند و خوبی ها را ازبین می برند. آن ها باتمسخر دین داران به دین ضربه می زنند. این حربه شان است. خدایا از دل بستگی به این دنیای فانی میترسم. خدایا از فردایم میترسم. پرودگارم از عقب گرد رفتن میترسم، من از درکه میترسم. از پاپس کشیدن هنگام امتحانات و مشکلات میترسم. خدایا از تبلیغات فریبنده و هدف دار میترسم. خدایا از شکم سیری و دنیادوستی میترسم. معبودم از گم کردن راه میترسم،خالقم روز به روز بیشتر گناه عادی میشود و قبحش ریخته، من از عادی پنگاران گناه نباشم. پروردگارم جای ارزش و ضد ارزش با تفاسیر به ظاهر زیبا عوض میشود من از ظاهربینان نباشم.معبودم من از توجیه کنندگان گناه برای آرامی عذاب وجدان نباشم. بارالها جملات آخرم شهادت دادن به یکتایی و معبود بودن تو و به رسالت محمد(ص) و به ولایت علی (ع) باشد. خدایا کمکم کن خدایا مراقب من و مردمم ونسلم باش.خدایا کمک کن نه ظالم و نه مظلوم روزگار باشم. من در جرگه خودخواهان نباشم. پروردگارم به من و نسلم و خانواده ام کمک کن بتوانیم آن گوی آتشین آخر الزمان را در دستانمان حفظ کنیم.خدایا اسیر جو زمانه نشویم. عزیزان اگه دلتونو شکوندم اگه ظالمانه ناراحتتون کردم به ناحق بی عدالتی کردم پای اعتقادم نذارید پای ضعیف النفسی و گناهکاریم و عدم کنترل بر نفسم بگذارید.منم ضعیفم وگنهکار .. عاشق خاکم عاشق ایرانم خدایا مراقب کشورم و مردمم باشه. مرگ بر آمریکا و اسرائیل تا ابد. عزیز مادر با رفتنت داغ بزرگی رو قلبم نشست امیدوارم منو ببخشی امیدوارم تو زندگی ابدی همو ببینیم. دوست دارم❤️1403/4/21تاریخ رفتنت
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
ولی بنظرم زود از کوره در رفتی و خودتو خراب کردی تو چشم بقیه، باید هی با شوخی خنده جمع میکردی، چون میزبان هم بودین
مَرا هزار امید هست و هیچکدومِش ديگه تو نیستی😎 دید هرکسی به دنیا متفاوته و همین تفاوت دیدگاه ها زندگی و صحبت ها رو جذاب میکنه، پس نگاه هیچکس به زندگی غلط نیست، چون ما هنوز از خیلی اتفاقایی که تو این دنیا رخ میده خبر نداریم😉😊
چون مادرم قبلا مشتریش بوده و جنس ضعیف بهش داده بوذ.در کل اجازه نداشت برای جذب مشتری خودش و مشتری خودش نگهداره...تو خونه خودمون تخریب کنه..بعد م اومدم خونه نتونستم تحمل کنم زنک زدم هر چی دهنم اومد بهش گفتم گفتم تو خق نداری جلو مشتریم یا خانوادم چنین حرفی بزنی ک من زیر سوال ببری تو می هستی کبخاستی چنین جسارتی کنی..اخرین بارت باشع درمن و کارم حرف بزنی و بخث کردم باهاش..
درمورد کارمون صحیت شد من و اجناسم و کارم علنا جلومادرم زیر سوال برد کسی ک اولین بار میومد خونمون.نبایذ چنین توهینی میکرد ک بگه کار من بدرذ نمیخوره مال من خوبه
خلاصه تلفنی زنگ زدم نشوندمش سرجاش زنیکه پررو از راه نرسیده فک میکنه کیه ک جلومشتریم یا خانوادم چنین حرفی بزنه ک مادرم بگهراس میگه..؟اصلا حالم ید شد از رفتارش و حرف زدنش
تلفنی بوذ کفت بزار حرف بزنم من عصبی بودم اجازه ندادم قطع کرد...بعد رفته خودش ب فش و ضعف زده بعد فهمیدم تا خانم نازاحتی اعصابم داره..پسر داییم گفته خانمم حالش بد شد میرم از فلانی شکایت میکنم احمق..چقدرررر پرروان..تا صبح بدن خانم ماساژ میداده