۲۴ سال و ۷ ماهمه
وقتی دوم دبیرستان بودم بخاطر یه اشتباه بابام گفت حق نداری مدرسه بری درسم خوب بود مدرسه رو غیرحضوری بزرگسالان رفتم دیپلم اونجا گرفتم همه دوستام بهم فخر میفروختن که ما داریم درس میخونیم تو بیسوادی دیپلمم رو بدون یک درس افتاده گرفتم و چهارم دبیرستان باهمون دوستام رفتم مدرسه و اصلا یکسال هم عقب نیفتادم از بقیه، مثل بقیه کنکور دادم ولی چون اون موقع باورم این بود که فقط با سهمیه میشه چیز خوب اورد واسه کنکور نخوندم مثل بقیه دوستام یکسال پشت کنکور موندم فقط جهت استراحت همین اونا درس خوندن ولی جز ینفرشون که مهندسی پزشکی اورد بقیه رفتن پیام نور منم رفتم پیام نور و درکنارش نمایندگی بیمه گرفتم هم کار میکردم هم درس میخوندم باز اون رفیقم که دولتی بود همش فخر میفروخت من دولتیم و اینا دانشگاه تموم شد اون دوستم چون دولتی بود بعد از یک ماه رفت تو بهداشت با حقوق ۱۰ تومن بدون ازمون و استخدامی و من بعد از ۲ ماه از تموم شدن درسم با اولین آزمون استخدامی اولین مصاحبه، پتروشیمی استخدام شدم با حقوق ۳۰
تنها باگم اینه که توی مسائل عشقی ناموفق بودم همیشه سرکار پسری عاشقم شد بقول خودش ۳ ماه از اشناییمون گذشت خانوادش گفتن مخالف زن شاغلیم اونم گفت من خودمم با کار کردنت مخالفم و رفت
آیا کار کردن عیبه؟از نظر شما من دختر موفقی بودم تو زندگیم یا نه؟