2777
2789
عنوان

زنگ زدم ب مادرشوهرم ،خودمو خالی کردم

3926 بازدید | 121 پست

سلام 

دیشب مادرشوهرم باز زنگ زد ب شوهرم گفت فردا بیا بریم فلان جا(یه روستا ک درخت دارن اونجا)و بادومها رو بچینیم، مادر مادرشوهرم و خواهرشم خونشون همونجاست

شوهرمم  دید دیروزش چقد ناراحت بودم،اولش گفت نمیتونم و گفت ک ب برادرشوهرم بگه ک ببردش، مادرشوهرمم گفت اون نمیاد، بعدمن بلند گفتم وقتی کارش دارین میشه پسرتون وقتای دیگه ک هیچکس نیست

شوهرم گفت ب مادرش باشه حالا ببینم تا صبح چی میشه وقطع کرد و چپ چپ نگاهم کرد منم اعصابم خرد شد وکلی جیز بهش گفتم ک یادت رفته دزدت کردن هیچکاریم برات نکردن حالا همش دستور صادر میکنن

بعد شوهرم معذرتخواهی کرد

شبم یاد کارای گذشته مادرشوهرم افتادم و.خوابم نمیبرد از ناراحتی

صبحی ک از خواب پاشدیم گوشیشو گرفته بود تو دستش و هی ب ساعت نگاه میکرد منم استرس گرفتم و بهش گفتم خیلی استرس دارم دست و پام شل شده اما اون شروع ب وررفتن با گوشیش کرد

منم دلم شکست و شروع ب گریه کردم ده دقیقه ای داشتم گریه میکردم ک اصلا سرشو از گوشیش بالا نیاورد بهش گفتم کَری نمیفهمی دارم گریه میکنم؟ یهو بلند شد داد زد نه حرف نزن!

بعدم شروع ب داد و بیداد کرد ک حوصله ی گریه ندارم

قشنگ معلوم بود منت داره ک چرا گفتم مادرتو نبر

بعدم من گریه ام شدید وخیلی بلند شد ،چندروزه میخام برم خونه مادرم هردفعه ب یه بهانه نمیبرتم و براش مهم نیست ،یه مانتو میخاستم یه خیابون بالاتره مانتو سرا چند روز غر زدم تا منو برده حالا تا مادرش زنگ میزنه میدوئه،یا بمن میگه خودت برو ولی من تصمیم گرفتم تو حاملگی رانندگی نکنم

بعدش یکی زنگ زد و کارش داشت بمن گفت آروم باش و چرا اینجوری میکنی و..بعدشم رقت گفت یه ساعت دیگه میام میبرمت خونه پدرت

 بعدش زنگ زدم ب مادرشوهرم وقتی رفت

هیچوقت نمیبخشم مادرشوهرمو ک تمام زندگیمو زهر کرده

ادامه پایین

عزيزم يكم با سياست رفتار كن اينجور كه هم بيشه مادرشوهرت بد ميشي هم شوهرت 

بند دل منی.. بی شک تو جان منی..میخواهم کاری کنم تا تمام طفل های این سرزمین سراغ شادی را از تو بگیرند❤

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

بهش گفتم سلام خوبین گفت خوبیم شما خوبی و اینا گفتم نه شما بهترین گفت الحمدلله  

گفتم برای چی هی زنگ میزنین دستور صادر میکنین حالا یادتون اومده این پسرتونه قبلا ک پشت سرش حرف میزدین و.دزدش میکردین هیچکارتون نبود حالا وقتی کار دارین یادتون اومده پسری دارین

گفت من مجبورم همین یه بچه رو ک بیشتر ندارم اون یکی(برادرشوهر بزرگم)اعتنایی نمیکنه ک

گفتم قبلا ک اون سه تا بچه شما بودن این نبود حالا برعکس شده

بعدم گفتم چطور میخاستی من تنها برم اون شهر دور زندگی کنم حالا خودت تنها تا شهر کناری نمیتونی بری ثبت احوال کارت ملیتو بگیری

گفت من گفتم تو چهارتا رفیق داری باهاشون می ری حتما(حالا همیشه مبگفت من هیچوقت نگفتم تنها برو دروغه)

بعدم گفت تو.سواد داری من ک سواد درستی ندارم گفتم ربطی نداره ینی من میتونم تنها برم اون شهر دور و نا امن یکسال زندگی کنم تو نمیتونی یه روز بری شهر کناری (سی کیلومتر فاصلشه) و برگردی اینهمه سرویس وتاکسیم هست

بعدم گفتم هرجا مارو.میبینن میگن راسته شوهرمن پول باباشو بالاکشبده این حرفا رو.زدین پشت سرش حالا پسرتون شده

گفت بخدا قسم دروغه من نگفتم

گفتم وقتی دعا از جیب پسرت پیدا کردی من زنگ زدم بهت گفتم چرا رفتی ب همه نشون دادی از خودش نپرسیدی این چیه گفتی بخدا قسم دعایی ندیدم کی گفته بعدا مجبور شدی اعتراف کنی اینم همون قسم هاست ک میخوری خداحافظ

و قطع کردم


نمیدونم چرا دلم سوخت برا مادرشوهرت.  

از معبر غریبی به معبدی رسیدم.بر سر در آن نوشته بود:اینجا به جای کفش "خود"را در آورید.                                                                                                                                                 
اینی که نمیزاره بری خونه بابات برا همین رفتاریه که با مادرش داری،درسته شما حق داری ولی هر چی باشه ما ...

من ک بد حرف نزدم این حرفا رو هم خیلی با احترام و آروم گفتم

مائرشوهرم همسایمونه وشوهرم همش اونجاست پیشش

شوهرم اصلا نمیگه نروخونه پدرت ،تازه اگه خودم با ماشین برم خوشحالم میشه میگه تاهروقت خاستی بمون ولی برای اینکه خودش منو ببره غر میزنه و.تنبلی میکنه از همین ناراحتم

تا خونه مادرم با ماشین پنج دقیقه راهه

بهش گفتم سلام خوبین گفت خوبیم شما خوبی و اینا گفتم نه شما بهترین گفت الحمدلله     گفتم بر ...

 به جان خودم خیلی مادر شوهر خوبی داری که با وجود تندی شما ولی اینطوری جوابت رو میداده



@اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم@

میتونستی با سیاست و محبت به شوهرت بکشونیش سمت خودت که دیگه نیازی به زنگ زدن به مادر شوهر و گریه زاری نباشه 

معمولا مردا دوست دارن اروم و مظلومانه  و با ادب واحترام نظرمونو بگیم 

برا من که اثر داشته

تو نیکی میکن و در دجله انداز               که ایزد در بیابانت دهد باز
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  20 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  19 ساعت پیش