یکیو انداختی سرم مسیر زندگی طوری پیش رف عاشقش شدم حالا باید تو کت و شلوار دومادی پیش یکی دیگ ببینم
مگ من چیکار کرده بودم ک لایق این بودم ۱روزه شنیدم ولی لب به هیچی نزدم نه خوابیدم بخدا لج نکردم نه میلم میکشه نه خوابم میاد فقط بی حسم یکم گریه میکنم یکم آروم میشم رو دلم سنگینی میکنه انگار یکی قلبمو گرفته تو دستاش داره فشار میده
بدتر از اون حس درک نشدنه مامانم میدونست حالا مسخرم میکنه ک این ادا ها يعني چی آدم مگ میتونه یکیو دوس داشته باشه ک اون خاستگاریش نیومده من چطور بهش بفهمونم دل صاب مردم دست خودم نبود خیلی تلاش کردم افسارشو بکشم نشد ک نشد😭😭😭😭💔💔
خدایا نه میتونم بهت بگم جونمو بگیر چون دلم برا خانوادم میسوزه
ولی کمرم شکستا فقظ خودت میدونستی چقدرررررر دوسش دارم چقدر التماستو کردم هر نذری کردم به هر دری زدم ولی ندیدی نشنیدی لااقل حالمو خوب کن بقران با این حال برم جلو یچیزیم میشه ها